بی بی سی نیوز - BBC NEWS

ساواکی پیش من محترم‌تر است از آخوند فاسد. آن‌قدر صدمه‌ای که اسلام از یک آخوند فاسد می‌خورد از محمدرضا نمی خورد. امام خمینی(ره)
 
گروه فرهنگی فرهنگ نیوز: اکنون آمریکا و غرب مستکبر به این جمع بندی رسیده‌اند که کانون بیداری و ایستادگی در برابر نقشه حاکمیت آنان بر همه جهان، کشورها و ملت های مسلمان و به‌ویژه در منطقه خاورمیانه است، و اگر با ابزار اقتصادی و سیاسی و تبلیغاتی و سرانجام، نظامی نتوانند در چند سال آینده، نهضت بیداری اسلامی را مهار و سرکوب کنند، همه محاسبات آنان برای حاکمیت مطلق بر جهان و سیطره بر مهم‌ترین منابع نفت و گاز که تنها وسیله محرکه ماشین صنعتی و برتری مادّی آنان بر همه‌ی بشریت است، به هم خواهد ریخت، و کلان سرمایه داران غربی و صهیونیست که بازیگر پشت صحنه همه دولت‌های مستکبرند، از اوج اقتدار تحمیلی خود ساقط خواهند شد. پیام مقام معظم رهبری به کنگره حج (29/10/1383)
 
استعمار پیر و روباه صفتِ انگلیس امروز با ابزار دین به مبارزه  با دین مبین اسلام پرداخته است و به کمک  شیعه نمایانی که به راحتی دین خود را با سرمایه استعمار انگلیس معامله کرده‌اند در تلاش است تا سبک زندگی ای متحجرانه، بی منطق و منحرف از اصل دینِ کامل اسلام را به جهانیان نشان دهد.
 
هر کس دارای هر مذهبی است، به عقاید و ارزش‌های خود احترام می‌گذارد و این حقّ اوست
 
مقام معظم رهبری با تاکید بر اهمیت وحدت شیعه و سنی و احترام به عقاید یکدیگر این‌گونه فرموده‌اند: امروز بنده از گوشه و کنار عالم اطّلاع دارم. همان دست‌های استعماری که در طول قرن‌های گذشته سعی می‌کردند بین شیعه و سنّی اختلاف ایجاد کنند، امروز هم تلاش می‌کنند برای این‌که بین شیعیان و سنّیان، کینه و برادرکشی و اختلاف به‌وجود آورند. شما مردم هوشمند باید مراقب باشید. شاید یک عدّه خیال کنند که ایجاد اختلاف به نفع مذهب آن‌هاست، در حالی که اشتباه می‌کنند. هر کس دارای هر مذهبی است، به عقاید و ارزش های خود احترام می‌گذارد و این حقّ اوست. اما این احترام گذاشتن نباید با اهانت به ارزش‌های جمعیت دیگری همراه شود که در اعتقادات با آن‌ها موارد اختلافی دارند. ما متّفقاً به یک اسلام، به یک کعبه، به یک پیغمبر، به یک نماز، به یک حج، به یک جهاد و به یک شریعت معتقدیم و عمل می‌کنیم. موارد اختلاف به‌مراتب کمتر از موارد وحدت و اتّفاق‌نظر است. دشمنان اسلام می‌خواهند بین شیعه و سنّی، نه فقط در نقاطی از ایران بلکه در همه دنیای اسلام، اختلاف بیندازند. من خبر دارم که تلاش می‌کنند. بیانات در دیدار مردم زاهدان (2/12/1381)
 
جریان انگلیسی و تبلیغ شیعه جعلی
یکی از جریاناتی که در دو سه سال اخیر قوت گرفته و در حال رشد و نمو است جریان جعلی شیعه نمایی است که در حاشیه و متن بیوت یکی از مراجع تقلید به نام سید صادق حسینی شیرازی شکل گرفته است.
از مهم‌ترین اقدامات ضد شیعی و مذهبی این گروه منتسب به شیعه در فضای ماهواره‌ای جهان، می‌توان به تأسیس چند شبکه فارسی و عربی زبان با نام‌های شبکه جهانی امام حسین ۱ و ۲ و ۳، مرجعیت، فدک، سلام، رقیه، ابوالفضل العباس، الانوار، خدیجه، الزهرا، المهدی و… اشاره کرد که در ایام محرم با تبلیغ شنیع‌ترین مسائل با عنوان شعائر حسینی، باعث وحشت مردم دنیا از شیعیان شده‌اند! شبکه‌هایی که با پنهان شدن در ظاهر دینی سعی می‌کنند جلوه‌های واقعی شیعی بودن را به صورت کاملاً وارونه نشان دهد.
 
البته اکثر این شبکه‌ها با حمایت شخص آیت‌الله سید صادق شیرازی و بیت آن تأسیس و به فعالیت خود ادامه می‌دهند. هدایتی مدیر شبکه سلام درباره میزان هزینه‌های یکی از این شبکه‌ها می‌گوید: «هزینه‌های پخش و تولید ما ماهیانه بالغ بر ۹۵ هزار دلار است. ۷۵ هزار دلار آن استودیو پخش و ۲۰ هزار دلار آن به تولید برنامه اختصاص دارد که این مبلغ در مقایسه با دیگر شبکه‌های ماهواره ای بسیار ناچیز است.»
 نکته قابل تأمل آنجاست که هزینه احداث و راه‌اندازی و مدیریت این شبکه‌ها چگونه تأمین می‌شود؟ آن هم بدون حتی پخش یک برنامه تبلیغاتی!
سؤال: برخی از عزاداری‌هایی که ذیلاً بیان می‌شود در برخی از مناطق ایران و جهان به قصد مواسات با حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام و اهل بیت آن حضرت و شهدای کربلا انجام می‌گردد. حکم آن‌ها چیست؟ و آیا مصداق جزع بر سیدالشهداء علیه السلام می‌باشند؟
الف) بر روی آتش راه رفتن.
ب) بر روی خار راه رفتن.
ج) بر روی شیشه غلتیدن.
د) خراشیدن صورت و لطمه بر سینه و صورت زدن به حدی که خون جاری می‌شود.
هـ) با زنجیر تیغی به کمر زدن به حدی که خون جاری می‌شود.
و) قمه زدن.
 
جواب:
به پا داشتن عزاداری سیدالشهداء علیه السلام به نحوی که نزد محبان امام حسین علیه السلام و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام متعارف است، موجب اجر جزیل و ثواب کثیر می‌باشد ان شاء الله تعالی
 
عزاداری به سفارش انگلیسی‌ها: عزای راه رفتن بر روی خار
 
نکته مهم‌تر این مطلب اینجاست که باید باز هم شاهد نمایش خون و خونریزی و ضرب و شتم به نام شعائر حسینی در فضای مجازی و ماهواره ای باشیم. نمونه کوچک این اقدامات را می‌توانید با جستوجو کلمه Muharram در بخش تصاویر موتورهای جستجو مشاهده کنید. تصاویر این اعمال شنیع به قدری زجرآور و دردناک است که حتی خود شیعیان را اذیت می‌کند چه برسد به کسانی که از سرتاسر دنیا با ادیان دیگر سر و کار دارند و نظاره‌گر به اصطلاح شعائر حسینیِ از این دست هستند!
 
اهمیت شعائر حسینی از دیدگاه آخوندهای انگلیسی
 
"اراده ی تکوینی خدای عزوجل بر این تعلق گرفته است که هر چه در شعائر حسینی تشکیک کنند و در برابر آن سنگ اندازی کرده و مشکلات بیافرایند، شعائر آن حضرت فزونی و بالندگی گیرد، چنان که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: «ولیجتهدن أئمة الکفر وأشیاع الضلالة فی محوه وطمسه، فلا یزداد أثره إلا ظهوراً وأمره إلا علواً؛ و پیشوایان کفر و پیروان گمراهی سخت خواهند کوشید که آن (شعائر و نام حسینی) را بزدایند و نابودش کنند، اما همواره ظهوری بیشتر و فزون تری و امرش بالندگی فرا گیرتری خواهد یافت.
 
این گستردگی مراسم قمه زنی قطعاً همان وعده ی رسول خدا است که فرمودند: «اما هماره ظهوری بیشتر و فزون تری و امرش بالندگی فراگیرتری خواهد یافت»؟؟"
 
مسلمانان حق ندارند هیچ کار دینی بکنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند!
 
آن زمان که کمونیست‌ها بر منطقه آذربایجان شوروی سابق مسلّط شدند، همه آثار اسلامی را از آن‌جا محو کردند. مثلاً مساجد را به انبار تبدیل کردند، سالن های دینی و حسینیه‌ها را به چیزهای دیگری تبدیل کردند و هیچ نشانه‌ای از اسلام و دین و تشیّع باقی نگذاشتند. فقط یک چیز را اجازه دادند و آن، قمه زدن بود! دستورالعمل رؤسای کمونیستی به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، عزاداری کنند، هیچ کار دینی نباید بکنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا؟ چون قمه زدن، برای آن‌ها یک وسیله تبلیغ بر ضدّ دین و بر ضدّ تشیع بود. بنابراین، گاهی دشمن از بعضی چیزها، این گونه علیه دین استفاده می‌کند. هرجا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد.
 
سید صادق حسینی شیرازی: قمه زدن موجب اجر جزیل و ثواب کثیر می‌باشد.
 
قمه‌زدن مایه دراز شدن زبان دشمنان علیه دوستان اهل‌بیت است
 
این در حالی است که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، قمه‌زدن علنی و همراه با تظاهر را حرام و ممنوع اعلام کرده‌اند وبه نحو متعارف عزاداری را اینگونه بیان نموده‌اند؛ که نحو متعارف عزاداری آن گونه است که در طول قرون و اعصار عزاداری می‌کرده‌اند و متدینین و علماء هم خود در آن شرکت می‌جسته‌اند و عزاداری می‌کردند یعنی تشکیل مجالس روضه‌خوانی و راه‌اندازی دستجات و مواکب عزاداری که دارای حال و حزن و شور و محبت اهل بیت علیهم‌الصلوة‌والسلام است.
 
جسارت به حضرت زهرا (ص) و پایین آوردن شان آن بزرگوار است با جشن 9 ربیع
 
از دیگر مسائلی که این گروه به آن اهمیت داده و آن را در شبکه‌های خود تبلیغ می‌کنند گرامی داشت روز نهم ربیع الاول است که آن را به عنوان "عیدالزهرا" جشن می‌گیرند و این در حالی است که شیعه واقعی از هر آنچه که باعث می‌شود مخالفان مکتب اهل بیت (ع) و مذهب حقه شیعه امامیه از آن برای آسیب زدن به اعتقادات و مخدوش کردن چهره پاک تشیع بهره برداری کنند، باید خودداری و پرهیز کند. فارغ از درست یا نادرست بودن عید الزهرا، مطلب مهم این است که مقام و شأن حضرت صدیقه کبری، فاطمه الزهرا (ص) به قدری عظیم است که ما نمی‌توانیم یک حادثه، مانند مرگ فردی را به عنوان عید آن وجود مقدس تلقی کنیم. به نظر می‌رسد این به نوعی جسارت به حضرت زهرا (ص) و پایین آوردن شان آن بزرگوار است که مرگ فردی، ولو که ظالم در حق آن بزرگوار باشد، عید آن وجود مقدس تلقی شود.
 
 اما این شیعه نمایان دست پرورده انگلیس، نهم ربیع را  به عنوان روز عید اهل بیت (ع) تبلیغ می‌کنند و مرجع آنان اینگونه این مسئله را ترویج می‌کند:
«ما یک عید تولی داریم که همان عید غدیر است و یک عید تبری داریم که امروز است. کسی را در نظر بگیرید که از دوستان اهل بیت (ع) است و از دشمنان آنان بدش می‌آید و به این حدیث شریف عمل می‌کند که شاید متواتر باشد: «هل الدین الا الحب والبغض؛ مگر دین چیزی غیر از دوست داشتن و دشمن داشتن است؟» در حقیقت تولی بدین معناست که چنین شخصی این مهر و بغض را در حدی که می‌تواند اظهار کند.»
9 ربیع و حواشی آن بهانه‌هایی است، به دست افرادی که می‌خواهند شیعه را در دیدگاه سایر فرقه‌های مسلمان و حتی کسانی که به این مذهب تمایل پیدا کرده‌اند، متناقض و آلوده جلوه دهند
 
از دیگر بدعت‌های دیگری که این اختلاف افکنان بر سر دین مبین اسلام آورده‌اند آن است که ایام محسنیه (۲۸ صفر الی ۸ ربیع الاول) را می توان نام برد:
  1.  ایام شهادت خاتم الانبیاء صلی الله علیه واله وسلم
  2.  ایام تشکیل شورای شوم سقیفه ملعونه و نقض بیعت غدیر
  3.  ایام سه بار هجوم به خانه وحی و به آتش کشیدن آن
  4.  ایام ضرب و شتم حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها
  5.  ایام کشتن حضرت محسن علیه السلام
  6.  ایام غصب فدک و واقعه جانکاه کوچه
  7.  ایام ارتداد امت
  8.  ایام شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام
 
تبلیغ شیعه جعلی و بدعت گذاری 9 ربیع
 
این گونه موارد (9 ربیع و حواشی آن) بهانه‌هایی است، به دست افرادی که می‌خواهند شیعه را در دیدگاه سایر فرقه‌های مسلمان و حتی کسانی که به این مذهب تمایل پیدا کرده‌اند، متناقض و آلوده جلوه دهند. لذا، به طور کلی هر آن چیزی که باعث شود، دشمنان اسلام از آن بهره برداری کنند و به تفرقه میان مسلمانان دامن بزند و مخالف با اصل وحدت در میان مسلمانان باشد، از دیدگاه ائمه ما و بزرگان شیعه گناه و حرام تلقی می‌شود؛ به اضافه آنچه که باعث شود زبان‌ها به شیعه دراز شود و ارزش‌ها و اعتقادات و باورهای صحیح شیعه هم با این چنین کارهای نسنجیده‌ای زیر سؤال برود و مورد حمله قرار بگیرد، این جریان هم گناه و حرام محسوب می‌شود، یعنی کارهایی که باعث شود بهانه‌هایی به دست مخالفان شیعه داده شود تا تشیع را بکوبند، که در اصل گناه است؛ لذا در سیره بزرگان ما چنین مسئله‌ای وجود نداشته است.
 
نظر سنجی وبلاگ مقلدین سید صادق حسینی شیرازی
(به نظر می‌رسد این افراد خود نیز دچار تردید هستند)
 
ما اگر شیعه واقعی هستیم و به مصالح تشیع فکر می‌کنیم و این موضوع به عنوان دغدغه ما محسوب می‌شود، باید مطابق عملکرد بزرگان رفتار کنیم. وقتی امیرالمؤمنین علی (ع) که حق مطلق بودند؛ بنا بر مصالح اسلام از حق خود چشم‌پوشی می‌کنند و پشت سر غاصبان حق الهی خود به نماز می‌ایستند؛ زمانی که آن‌ها در اداره امور درمانده می‌شوند و دست نیاز به سوی حضرت دراز می‌کنند، و علی (ع) از کمک خود به آن‌ها دریغ نمی‌کند و... در چنین موقعیتی ما نمی‌توانیم از امام خود پیشی بگیریم و کاری را که آن بزرگوار نکرده‌اند، ما انجام دهیم.
 
درست است که موقعیت‌های آن بزرگوار با موقعیت امروز ما متفاوت است، اما زمانی که حضرت علی (ع) به خلافت رسیدند و در رأس جامعه اسلامی قرار گرفتند، جز برخی انتقادات که در خطبه شقشقیه و جاهای دیگر نسبت به عملکرد غاصبان خلافت دارد، از بیان برخی حقایق مربوط به خود که ممکن است باعث سوءاستفاده نابخردان و متعصبان شود، خودداری می‌کنند که مبادا وحدت جامعه اسلامی مخدوش شود؛ سایر بزرگواران ما هم به همین صورت بوده‌اند.
 
استقلال سیاسی، استقرار حکومت های مردمی، برپایی مردم سالاری دینی و حرکت براساس شریعت اسلام
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سالروز میلاد پیامبر اعظم (ص)  و در دیدار با  مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی "آزادی از تصورات و اوهام" و سپس تلاش برای "آزادی از ظلم و ستم حکومت های مستبد و ایجاد حکومت عادلانه" را دو روش اساسی اسلام برای آزادی بشر برشمردند و افزودند: ملت های مسلمان باید با ایجاد آزادی درونی و فکری، تلاش کنند با دستیابی به «استقلال سیاسی، استقرار حکومت های مردمی، برپایی مردم سالاری دینی و حرکت براساس شریعت اسلام»، خود را به آزادی مورد نظر اسلام عزیز برسانند.
 
ایشان، توطئه‌ها و تحرکات دشمنان اسلام برای جلوگیری از آزادی حقیقی و سعادت امت اسلامی را، پیچیده و چند بعدی خواندند و ایجاد اختلاف میان مسلمانان را محور اساسی ترفندهای استکبار دانستند و این مهم را مورد تاکید قرار دادند که مستکبران تلاش می‌کنند برای تحت الشعاع قرار دادن بیداری اسلامی، پیروان مذاهب مختلف اسلامی را با یکدیگر درگیر کنند. بدون تردید این مسائل یک باره به وجود نیامده است و قدرت‌های جهانی برای ایجاد آن‌ها، مدت‌ها برنامه ریزی و سیاست‌گذاری کرده‌اند.

برچسب‌ها: آخوندهای درباری و انگلیسی, شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب, شیعه نما های داعشی, عاملان فتنه در بین شیعیان, انگلیس و حمایت از شیعه نماهای ضد انقلاب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آبان 1393ساعت 13:37  توسط همدانی  | 

بی بی سی فارسی شبکه ای است که در آستانه انتخابات سال 88 ریاست جمهوری تاسیس شد. این شبکه در فتنه همان سال نقش آفرینی زیادی داشت. اکنون در آستانه انتخابات بررسی این نقش آفرینی می تواند برکات زیادی را داشته باشد. متن زیر روایت سر دبیر آسیا و اقیانوسیه بی بی سی استفان ویلیامز از بدو تاسیس این شبکه و سفر به تهران تا صحنه گردانی اغتشاشات است.

قدرت و نفوذ رسانه ها در عصر کنونی را نمی توان انکار نمود. امروزه اثر گزاری رسانه ها به حدی است که برخی دولت ها برای خط دهی به افکار عمومی منطقه مورد نظر و پیروزی در رقابت های نرم اقدام به تاسیس شبکه ای با زبان بومی مردم آن منطقه می نمایند. بی بی سی فارسی یکی از این رسانه هاست. متن زیر به روایت استفان ویلیامز سردبیر بخش آسیا و اقیانوسیه بی بی سی است که از ابتدای تاسیس آن و حضورش در تهران به منظور مذاکره با نهاد ریاست جمهوری برای جلب کمک تا اثر گذاری بر انتخابات 88 را بیان می نماید.

»شما همگی عضو MI6 و جاسوس هستید.» روی سخن مهدی کلهر با نایجل چپمن مدیر بخش جهانی بی بی سی زده بود. من - مدیر بخش آسیا اقیانوسیه بی بی سی- به همراه صادق صبا تحلیلگر ارشد بی بی سی و نایجل چپمن در نهاد ریاست جمهوی ایران نشسته بودیم. مهدی کلهر مدیر ارتباطات و مشاور ارشد احمدی نژاد اصلا روشن سخن نمی گفت و کار را برای ما پیچیده کرده بود.

آب انار، خرما و انواع آجیل در بخش های مختلف گفتگویمان تعارف می شد. گفتگویی که دو ساعت و نیم به طول انجامید. اصلا قابل تصور نیست که در ایالات متحده مشاور عالی اوباما برای یک شبکه خارجی دو ساعت و نیم وقت صرف کند!!.به نظر می رسید در ایران هیچ چیز آنطور که باید نیست و پشت سر هم مسائل غیر منتظره اتفاق می افتد.

پس از مدتی راهی شدیم.در حال بیرون رفتن، یکی از کارمندان آنجا را دیدیم که مشغول پرینت گرفتن از صفحات وب سایت بی بی سی فارسی بود. سایتی که دولت ایران به خوبی فیلترش کرده! در جواب کنجکاویمان به ما گفتند: "از محتوای این صفحات، گزارش هایی را برای هیأت دولت و شخص رییس جمهور آماده می کنیم. ما به صحت اطلاعاتتان اعتماد داریم اما به انگیزه هایتان نه"

در واقع حضور ما در تهران برای کمک به فراهم نمودن زمینه های لازم جهت راه اندازی کانال جدید بی بی سی فارسی بود. پاسخ آقای کلهر منفی بود، درحالی که وی هوشمندانه به همکاری با ما نه می گفت، در حالی که پیش از این هیچگاه با حضور خبرنگاران ما در تهران، اینچنین مخالفت نشده بود آنهم خبرنگارانی که همگی ایرانی بودند.

ایجاد و حفظ اعتماد در صنعت خبر و مخصوصا در شروع کار بسیار مهم است. به هر حال من دو دل بودم که آیا اصلا می شود در اینجا کار خبریمان را شروع کنیم یا خیر؟ در کشوری که هنوز آمریکا و غرب را به تأمین گاز های شیمیایی برای صدام متهم می کند. گازهایی که طی هشت سال جنگ عراق با ایران ده ها هزار ایرانی را کشته و مجروح کرد. علاوه بر این در دهه هفتاد میلادی غرب حامی رژیم شاه بود. شاهنشاهی که یکی از دهشتناکترین سیستم های امنیتی و پلیسی را اداره می کرد. بدتر از همه این وقایع برای افکار عمومی ایران، نقش آمریکا و بریتانیا در کودتای 28 مرداد 1332 ( 1953) علیه اولین دولت دموکراتیک ایران بود.

فقط مهدی کلهر و اطرافیانش اینگونه سخن نمی گفتند. مسئله اصلا این نبود که شما از طبقه متوسط ساکن شمال تهران باشید یا طبقه کارگر جنوب آن و یا حتی در میان آثار تاریخی شگفت انگیز در اصفهان، در این ده روزی که با مردم عادی ایران گفتگو کردم پیامی روشن و قوی را از آنها شنیدم: "غرب برای دهه های متمادی در مسائل ایران دخالت کرده است. ما به آنچه که شما در آن نقش داشته باشید نمی توانیم اعتماد کنیم!"اما هم اکنون بارقه هایی از امید وجود دارد چرا که دیش های ماهواره بر روی پشت بام های مردم دیده می شود به هر خانه ای که رفتم خانواده ها و دوستانی را دیدم که با علاقه و مرتب برنامه های صدای آمریکا را نگاه می کنند. و شعار «مرگ بر امریکا» برای آنها بی معنی بود. تقریباً همه کسانی که با آنها همکلام شدم آمریکا را دوست داشتند، گرچه ممکن است به امریکا اعتماد نداشته باشند. اما شیفته ی این فرهنگ هستند، سواحل، ماشین ها و آنچه در فیلم های امریکایی به نمایش در می آید.

از سوی دیگر برای بریتانیا شرایط به گونه ای دیگر است. گویا بر آب های خلیج فارس و بدون پارو قرار گرفته ایم. پایان سال 2007 است و هیچ کارمند و خبرنگاری در تهران نداریم و انگار بی بی سی هیچ بیننده ای نیز نخواهد داشت.

پس از 18 ماه تلاشهای بی بی سی مثمر ثمر واقع شد و جنبش و اعتراضات ژوئن 2009 آغاز گردید. «گویا شب قبل در یک کشور به خواب رفته و در کشوری دیگر از خواب برخاسته بودم». کلمات لیندسی هیلسام- گزارشگر شبکه ی 4 در این خصوص جالب توجه است: "صد ها هزار نفر در خیابان های تهران شهرهای بزرگ سراسر ایران به اعتراض پرداختند و انتخابات را تقلب آمیز دانستند". جو کلین از مجله تایم و همچنین خبرنگار سی ان ان اینگونه شرایط را توصیف می کرد: "آنارشی همه جا را فرا گرفت، نهایت هرج و مرج پدیدار گشته و نگاه همگان به بی بی سی فارسی است."

ایمیل و تصاویر مختلفی از وقایع ایران به بی بی سی می رسید و هر دقیقه که می گذشت بین شش تا هشت نفر به مخاطبین اضافه می شد. از بی مخاطبی به جایی رسیدیم که صدا و سیمای دولتی جمهوری اسلامی مخاطبان معمولی تلوزیون بی بی سی فارسی را در حدود 12 تا 14 میلیون نفر تخمین زد. آماری مرکز مطالعات استراتژیک ایران نیز آن را تأیید می کرد.

چگونه ما از یک نگاه بیرونی به ایران توانستیم نسبت قابل توجهی از جمعیت ایران را مخاطب خود کنیم به نحوی که به هر تصویر و کلمه ما وابسته باشند؟ بسیار عجیب است. حتی وقتی از دیپلمات ارشد بریتانیا این سوال را پرسیدم نتوانست جواب روشنی به من دهد. هیچکس از خارج ایران سعی نکرده است که جواب منطقی به تأثیر تلویزیون های غربی در میانه ی اغتشاشات ایران بدهد.

تمرکز بر نقش بی بی سی در آشوب هاهم اکنون در دانشگاه هاروارد و در مرخصی از بی بی سی بر روی این موضوع تمرکز دارم. تأثیر بی بی سی و رسانه های غربی در اغتشاشات ایران بیش از چیزی بود که ما حدس می زدیم.

رو راست بگویم آرمان بی بی سی نقد منصفانه بوده است اما به نظر من بی بی سی نمی تواند بی طرف باشد و حتما مجبور به طرفداری از یک جانب خواهد شد. من سعی می کنم صادق باشم برای همین ادعا می کنم که دیدگاهم مهم است چرا که از درون به این نهاد رسانه ای نگاه می کنم.

قصد دارم در این مجال به این مسئله بپردازم که اولا چگونه توانستیم بر بی اعتمادی و بدگمانی غلبه کنیم، ثانیا القای شکاف در انتخابات و اغتشاشات بعد از آن را مدیریت کنیم و ثالثا نتایج و جمع بندی خودم را ارائه می کنم.بسیاری از ایرانیان اینجا هستند. همه می خواهند صحبت کنند اما هیچ کس به جلوی دوربین نمی آید. بی بی سی فارسی و صدای آمریکا پیشتاز در گزارش های پی در پی با موضوعات تجاوز، شکنجه و قتل در ایران هستند. اما چه حادثه ای همه چیز را به نفع بی بی سی تغییر داد؟

داستان ندا آقاسلطان همه چیز را آنگونه که باید شکل داد. حضور پر رنگ بی بی سی فارسی در این میان بیش از سی ان ان، صدای آمریکا و ... دیده می شد. این گزافه نیست که بعد از داستان آقاسلطان سیلی از تأثیرگذاری خبری و تصویری به راه افتاد. ذهنیت ها عوض شد و رسانه های غربی مرجع تحولات شدند. در این گام سعی شد مرجعیت رسانه ملی حتی برای پیروان حکومت ایران شکسته شود.

بی بی سی فارسی و دیپلماسی عمومیبی بی سی سالیانه پول کمی را در مقابل آنچه مناسب است از دولت دریافت می کند. یک راه برای حفظ و بالابردن همین مقدار کم بودجه حمایتی، وجود سطحی از خودسانسوری است. به طور مثال سخت است که باور کنید بی بی سی، نیروهای آمریکا و بریتانیا در عراق و افغانستان را در شرایط خطرناک نشان دهد. چارچوب های خبری بی بی سی بسیار زیاد و حدود 360 صفحه است چه نوع برنامه هایی لازم است؟ چه کسانی را و از کجا باید استخدام کرد؟ فرکانس شبکه چه باشد؟ مخاطب هدف ما چه کسانی هستند؟

بی بی سی چه نوع شبکه ای باید باشد

وقتی بهروز آفاق، مدیر بخش آسیای سرویس جهانی بی بی سی، پشتوانه اولین سلسله مراتب بی بی سی را دریافت کرده و سپس دفتر امور خارجه بریتانیا سالی 25 میلیون دلار برای یک شبکه تلویزیونی فارسی زبان برای ایران، افغانستان و تاجیکستان تصویب و پرداخت نمود، کل این امر تقریبا غیر قابل تصور بود. این واقعیت که بهروز یک آذری ایرانی بوده و به عنوان یک بهائی مطرح شده و در حال حاضر 25 سال از ترک وطن او می گذرد ، به هزاران تئوری توطئه آمیز در این باره اضافه می شود که چرا بی بی سی باید به طور ناگهانی ایده یک شبکه فارسی را -ظاهرا از هیچ جا- بیرون آورد.
در اوایل ماه اکتبر ، جوان ، روزنامه سپاه پاسداران انقلاب ایران، ستون عقاید شخصی روز را به "طبیعت 'ماکیاولیستی' اهداف دیپلماسی عمومی بریتانیا" اختصاص داد. این ستون (ماه گذشته) صفحاتی را در امتداد همان خطوط در وب سایت تابناک دنبال می کرد، تابناک روزنامه ای ست که از دولت ایران پشتیبانی می کند. هیچ چیز در این روزنامه ها تصادفی به نظر نمی رسد.
این موارد درست به این معنایند که دیپلماسی عمومی عنصری کلیدی در حمایت از اهداف اصلی برای
دفتر امور خارجه بریتانیا می باشد. پول هنوز منحصرا به دست بی بی سی می رسد تا آنچه را مناسب می بیند انجام دهد. در تجربه من بخش عمده جهان این امر را کاملا باور نکردنی می یابند که عملیاتی مبتنی بر دولت بتواند اینچنین رد شود. اما باور کنید این درست است. تنها احتیاط ممکن است درجه ای از خود سانسوری در موقعیتهای فوق العاده باشد. مثلا دشوار است تصور کنیم که بی بی سی ، نیروهای بریتانیایی و آمریکایی را در عراق یا افغانستان در معرض خطر قرار می دهد. دستورالعمل های سرمقاله طولانی بوده برخی به 360 صفحه نیز می رسد. هر چند در آغاز و مهمتر از همه، ما قول می دهیم متعادل بوده و هرچیزی را ضرورتا به شکلی که واقعا هست بیان نماییم.
استراتژی جهانی و کلی بی بی سی بسادگی ، " تبدیل شدن به شناخته شده ترین و مورد احترام ترین صدای جهان در صدای بین المللی" بوده و می باشد. دیدگاه جهانی جمعی ما با مفهوم بیان شده توسط نیکلاس برنز ، استاد فعلی دانشگاه هاروارد و دیپلمات ارشد حرفه ای سابق آمریکا منطبق است -این مفهوم حاکی از آن است که جهان پس از جنگ سرد و 9/11 کمتر غربی شده و بیشتر بر آسیا و بصورت گسترده تر بر خاورمیانه تمرکز یافته است. بنابراین ما به این نتیجه رسیدیم که نمی توانیم به تنهایی با زبان انگلیسی به اهداف خود دست یابیم و مجبوریم به زبانهای عمده جهان آنجا - در تلویزیون، رادیو و بصورت آنلاین - حضور داشته باشیم. این شرکت در حال حاضر 40 یا بیشتر از 40 سرویس زبانی دارد. این ایده ، داشتن سرویس های کمتری است که همه امور را انجام می دهند.
اولین موردی که باید درک شود، تلویزیون عربی بی بی سی در سال 2004 بود که نهایتا چهار سال بعد در سال 2008 پدید آمد و نیز تبدیل شدن آن به یک شبکه خبری 24 ساعته استاندارد در قالب الجزیره، رقیب اصلی آن بود. اما تلویزیون فارسی بی بی سی به "ما" واگذار شد-منظور از "ما" حدود 20 یا بیش از 20 تن از کارکنان ارشد ایرانی حاضر در داخل بی بی سی، یا کسانی مثل خودم، از متخصصان تلویزیونی است. ما یک ورق کاغذ خالی داشتیم و باید در مورد همه چیز کارو تدبیر می کردیم
قصد داریم چه نوع برنامه هایی را و از کجا به کار بگیریم، لحن و مخاطبان هدف چه باشد و غیره.

آنچه درست می پنداریم

آنچه به راستی در مورد همه چیز شگفت آور است این است که ما استخدام نزدیک به یک صد ایرانی را به طور مستقیم از ایران به پایان رساندیم که تقریبا همه آنها در اواخر دهه بیست سالگی خود ، و همه آگاه به رسانه بودند اما به سختی تا پیش از آن کاری در تلویزیون انجام داده بودند. بی بی سی پیش از این هرگز برای انجام چنین کاریبه روز کردن بیش از سه چهارم از کارکنان خود در چند ماه از سطح دانش پایه صفر به سطح پیچیده و متنوعی از شایستگی ها- تلاش نکرده بود.
"اما،" کریم سجادپور، در کارنگی می گوید: "این واقعیت که شما تقریبا همه روزنامه نگاران خود را بین سنین 20 و 30 مستقیما از ایران استخدام کنید شاهکاری کلیدی بود. آنها ناگهان خود را بسیار بیشتر در تماس با چیزهایی یافتند که بسیاری از مردم آرزو دارند، به آن معتقدند یا دوست ندارند. "
و شکی نیست که وقتی ما یک سری افکار ناگهانی را در مورد نوع این شبکه و برنامه های طرح شده داشته باشیم، آنها بلافاصله به روشی که امثال من هرگز تجربه نکرده اند، در تماس با مخاطبان بوده به شدت با بازاریابی و تیم مخاطبان ما درگیر می باشند که نمونه آن تنظیم پرسشنامه ای برای تحقیق دقیق است که ما در مورد ایرانیان ساکن دبی انجام دادیم
تنها در دوبی در میانه خلیج فارس ، یک میلیون ایرانی از ایران و اطراف آن زندگی و کار می کنند یا به طور منظم به آنجا مراجعه می نمایند- که در واقع، در جشنواره بهاری نوروز، به سه میلیون نفر هم می رسد.
نکته این است که روزنامه نگاران ایرانی بصورت ذاتی از رییس منطقه ای ایرانی ما ، بهروز آفاق در این مورد حمایت کردند که ما نباید مسیر تلویزیون عربی را دنبال کرده و به جای آن، هشت ساعت برنامه سازی-برنامه نویسی- را به یک تقسیم 50/50 بین اخبار و سری کلی از دیگر موارد، از پخش ارتباطات تلفنی در اینترنت، رادیو و تلویزیون، تا فیلم ها و مستندها، شوهای جوانانه ، سفر، غذا، تاریخ و برنامه های فرهنگی
تبدیل کنیم که هدف آنها منحصرا مخاطبان 20 تا 35 ساله می باشد که بسیار جوانتر از جریان اصلی مخاطبان تلویزیون در هر جای دیگر هستند.
از طرف مدیر سرویس جهانی، نایجل چپمن ، که در آن جلسه سرنوشت ساز در دفتر رئیس جمهور حضور داشته ، فشار قابل توجهی برای داشتن جهت گیری اخبارمحور بیشتر موجود بوده است.. اما خوشبختانه ایرانیان- اسلحه های خود را در برابر او و کسانی مثل من نگه داشته اند.
افراد حرفه ای بی بی سی مثل من در مورد درستی مسیری که باید دنبال شود ، نیاز به مقدار زیادی قانع کردن داشتند. من برای نزدیک به 20 سال در اخبار تلویزیون بی بی سی بوده ام. ما تحت سلطه اخبار شکننده بودیم. من در کار قبلی خود یعنی سردبیر ارشد بی بی سی جهان (رقیب بین المللی اصلی سی ان ان)، در مقابل یک صفحه نمایش چهارگوش نشسته بودم که خروجی ما را در برابر سه رقیب اصلی مان نشان می داد. یکی از سنجش های کلیدی موفقیت ما ، ضربه زدن به مخالفت با داستان ها-اخبار- شکننده، اغلب توسط لحظات بود. اگر ما می خواستیم آن را به یک شبکه مخلوط تبدیل کنیم همه چیز تغییر می کرد. ما دیگر نمی توانیم واقعا بر شکستن اخبار تمرکز کنیم چون آستانه برای شکست-تقسیم- به برنامه های برنامه ریزی شده باید واقعا بالا باشد.

من و دیگر بریتانیایی ها در تیم رهبری این نکته را به همکاران ایرانی مان اذعان داشتیم اما خوشبختانه سه خط قرمز اصلی خود را قرار دادیم . ما بر این امر در رویداد یک خبر ایرانی مطلقا عظیم اصرار داشتیم بنابراین باید به عنوان یک شبکه خبری - در صورت امکان طی 24 ساعت یا بیشتر عمل کرده و رویکرد طبق برنامه را دنبال نماییم. ما احتمالا نمی توانستیم آنچه را که در ژوئن 2009 اتفاق افتاد پیش بینی کرده باشیم اما حداقل طرح گسترده را مطرح نموده و بنابراین زمانی که آن اتفاق روی داد، آماده بودیم.
ثانیا، ما اصرار داشتیم که تلاش زیادی را صرف برنامه های آموزشی کرده ایم که تا حد ممکن روزنامه نگاران بیشتری را بدست آوریم (آنهایی که پنداشته می شود "دارای این ویژگی ها" می باشند) - و این کار را از طریق یک برنامه تمرینی طولانی و تکراری انجام دادیم . در نتیجه، این همان نحوه مدیریت ما در آموزش بسیاری از کارکنان در تلویزیون از پایه صفر است، همان ضرب المثل قدیمی "تمرین استاد می سازد".
ثالثا، و شاید حتی مهمتر ، روزهای تمرین چنین گذشت که روزنامه نگاران - در محدوده دستورالعمل های کلیدی بی بی سی یعنی تعادل ، انصاف و دقت برای خودشان فکر کنند . ما حدود 15 کادر مربیگری خارجی بی بی سی را برای اطمینان از این اتفاق استخدام کردیم. این ممکن است قدیمی و متکبرانه به نظر برسد اما باید حساب کرد که همه آنها می خواهند در ایران تحت یک سیستم گسترده سانسور کار کنند. گاهی اوقات این مساله یک کارمند دولت حاضر در یک اتاق خبری را برای جلوگیری از تخلفات بالقوه درگیر می کند وگاهی به سادگی آگاهی از این امر خواهد بود که پرسش از نظام اسلامی یا سیاست هسته ای کشور می تواند منجر به حکم زندان شود. به شخصه در اوایل دهه 90 در آلمان شرقی دیده ام که تطبیق با آزادی های جدید آنقدر که تصور می شود آسان نیست.
اگر بخواهم یک عنصر کلیدی از این بین برگزینم ، خواهم گفت که فکر کردن برای خود مهم ترین مورد بوده است. دلیل ، سر راست است. هنگامی که حرکت پیش رفت، و چند تن از روزنامه نگاران جوان دریافتند که ورود به دیدگاه "تعادل حیاتی است" بی بی سی بسیار دشوار است ، حکمت خاموش فرزانگان مسن تر به خانه آسیب رساند- دقیقا به این خاطر که ما به جای چماق از هویج استفاده کردیم.
تنها موضوع "خط قرمز"ی که در حال آزمایش به خاطر دارم ، استفاده روزنامه نگاران جوان تر از رسانه های اجتماعی بود. یک یا دو نفر از آنها به طور منظم وبلاگ نویسی می کردند و نظرات خود را با احساس آزادی در مورد موضوعات بحث برانگیز بیان می نمودند. این کاملا در تضاد با سیاست های کلی بی بی سی بود. ما بخاطر انسجام این دیدگاه را اتخاذ می کنیم که هر کس تحت عنوان نظر خود مطرح می شود اما اگر کارکنان وارد دیدگاه تعادل و انصاف شوند، نمی توانیم هر دوروش را داشته باشیم. این بدان معناست که هیچ نوع افکار خصوصی در فیس بوک، توییتر و مانند آن وجود نداشته باشد و صراحتا ، پاک کردن کامل وبلاگ های خصوصی بهترین راه است. این کارکنان در طول دو ماه سه نامه از مدیران ارشد دریافت کردند تا نهایتا از انتشار آن جلوگیری نمایند. اما این امر ما را قادر می سازد تا مفهوم تعادل را که در مرکز کار ما حضور دارد، تقویت نماییم.

البته روزنامه نگاران جوان تر در هنگام پخش برنامه ها همیشه باید در مسیر تایید نوشته ها حرکت کنند یعنی کلمات و تصاویر آنها به طور کامل توسط یک تهیه کننده یا سردبیر ارشد بررسی می شود. آنها در مورد اخبار یا سفارشات در حال اجرا تصمیم نمی گیرند. این کار به طور کامل به کارکنان مجرب تر واگذار می شود.
آموزش پیش از ورود
اقدام- تنها از طریق کار شدیدا سخت و مربیگری و نظارت افزایشی در کنار هم قرار می گیرند. این واقعا یک مورد از اجرای برنامه های ساختگی یک یا دو ساعته بود که پس از آن همه چیز متوقف شده و بصورت جدلی مورد بررسی قرار می گرفت- و تعدادی از کارکنان ارشد دو زبانه هر کلمه را به دقت بررسی می کردند. این یک اتحاد تقریبا عجیب اما پربار از فرهنگ ها بود. ایرانیان (حتی در تلویزیون) گرم هستند و معمولا بسیار لبخند می زنند، بنابراین ما این امر را تشویق نمودیم. اما بنظر می رسد تمایل آنها به بازنویسی به روشی که "نوشته شده" بنظر برسد، نیاز به صراحت آنگلوساکسونی دارد. زبان ناگهان محاوره ای و جذاب شد. در پخش همه چیز به زبان فارسی و در پشت صحنه، به خصوص از لحاظ فنی، اصطلاحات انگلیسی بود.
همانطور که می بینید، ما با یک تصویر استالینیستی که "این مسیری است که شبکه باید در آن حرکت کند " شروع نکردیم. بهروز ایده ای در ذهن خود داشت که شبکه باید خیلی بیشتر-فراتر- از اخبار باشد. اما خود او هرگز در تلویزیون کار نکرده بود، حقیقت این است که ایده او تا حد ممکن گسترش یافته بود. این واقعا یک کار در حال پیشرفت بودو من فکر می کنم این بحث در عین جامع بودن، در جذاب ساختن شبکه برای مخاطب ایرانی و به ویژه مخاطبان جوان کاملا حیاتی است.
رکسانا شاپور، یک ایرانی آمریکایی تبار، که روزنامه نگار این شبکه شد هیچ تردیدی ندارد که "با پرداخت خبری کمتر، و جذاب بودن برای تمام سلیقه ها به خصوص مردان و زنان جوانان، شبکه جذاب تر شده مخاطبان جدید و گسترده تری می یابد که تصمیم می گیرند از این پس اخبار شبکه را نیز تماشا کنند".

 

و آنچه ما غلط می دانیم اما در نهایت درست است

تنها گاهی شانس به انسان رو می کند. مسلما هیچ خبرنگاری راضی به قلت خبر نیست. اما گاه همین مقدار کم نیز می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. مساله دیگر شیوه بکار گیری این اخبار در وضعیتی حساس و بحرانی بود. این کار کاملا آرام ، دیر و با تعداد کمی از افراد انجام گرفت و هنوز هم روزنامه نگاران خیلی کمی در این راه با ما همراه هستند.
محرک اصلی در همه این امور ، پول بود. رئیس منابع انسانی کلایو احمد می گوید: "حسابداران به ما توصیه کردند کارکنان خود را تا جایی که ممکن است دیر استخدام کنیم چون از لحظه شروع به آموزش دیدن ایشان هزینه ها بسیار افزایش می یابد". "ما نمی خواهیم فقط روی این امر حساب کنیم که بوروکراسی ایرانی چقدر می تواند آهسته باشد. ظاهرا گرفتن ویزاها تا ابد به طول می انجامد.
برنامه این بود که در مجموع دو سوم از 150 پرسنل بین مارس و مه 2008 با این دیدگاه که راه اندازی شبکه در ماه سپتامبر انجام شود ، از ایران به لندن آورده شوند. در این خصوص، آنها تکاپو را از ماه مه آغاز کرده و در سپتامبر هنوز در حال رسیدن به لندن بودند.
پس از آن مدیر سرویس جهانی، نایجل چپمن، می خواست امور مربوطه در اسرع وقت پیش رفته و ما را به شدت تحت فشار قرار داد که این اتفاق روی دهد. تیم رهبری و من می‌دانستیم که این امر مضحک است. بی بی سی نمی توانست بر مشکل اطناب زمان فائق آید، و ایرانیان قطعا چنین کاری را انجام نمی دادند. اما ما به شدت به تاریخ راه اندازی نزدیک شدیم.
ائضاع و احوال در سطوح مدیرتی بالا متشنج و ناآرام بود. یکی از سردبیران ارشد ما در اثر خستگی عصبی دچار آسیب گردید. فشار راه اندازی شبکه در حال از پا درآوردن وی بود. او
برخلاف توصیه من - 18 ساعت در روز را به کار می گذراند که تلاشی بیش از حد توان وی بود و کار را به پایان رساند.
در پایان نایجل پذیرفت که مدت زمان آموزش بیش از حد کوتاه بوده و همه چیز به زودی در معرض خطر قرار می گرفت ، در هر فرصتی یک خطای بزرگ روی میداد، و اعتبار بی بی سی می توانست تحت سوال قرار گیرد.
او هنوز هم اصرار داشت که ما نمی توانیم مراسم تحلیف اوباما را از دست بدهیم. ما تایید کردیم و به همین دلیل پنج روز قبل از آنکه باراک اوباما وارد کاخ سفید شود راه اندازی را انجام دادیم. این تقارن زمانی موجب تقویت نظریه توطئه توسط بی بی سی در ذهن ایرانیان بود.
علاوه بر این، ما تصمیمات مهمی را در خصوص ویژگی های این شبکه و افراد مناسبی که برای فعالیت در آن انتخاب شده اند، صرف نظر از مسیر پیچ در پیچ این تصمیم گیری اتخاذ نمودیم. ما در آغاز فرض کردیم که اگر خوش شانس باشیم ممکن است نیمی از کارکنان خود را از ایران استخدام کنیم و در سراسر جهان برای روزنامه نگاران تلویزیونی فارسی زبان آگهی داده و مصاحبه هایی در لندن، واشنگتن، لس آنجلس، دبی
و استانبول برنامه ریزی کردیم. در استانبول سیل افراد به سمت ما روان شد.... زیرا برای سفر از ایران به استانبول ضرورتی به اخذ ویزا وجود ندارد. تعداد بسیار زیادی نیز از روزنامه های مخالف-اپوزیسیون- آمدند اما تعداد قابل توجهی نیز از عمال تحت حمایت دولت بودند. آنها "تلویزیون نداشتند"، اما سرشار از انرژی، ایده ، تمایل به یادگیری و پویایی بودند... در این خصوص کسی به وجود تجربه تلویزیونی در این افراد اهمیت نمی داد.

 

شمارش معکوس برای آغاز به کار شبکه

برای همه، اعم از روزنامه نگاران ایرانی و همچنین تیم رهبری روزهای بسیار سختی بود. احساس تازه واردان باید مانند احساس حضور در اردوگاه سربازی بوده باشد. من طبق دیدگاه خودم معتقد بودم که لحن کلام باید نسبت به همه جناح ها در ایران، از جمله دولت متعادل و منصفانه باشد. من وقتی شنیدم که یکی از خبرنگاران زن جوان ما اسرائیل و فلسطین را به عنوان یک بسته خبری مربوط به خاور میانه در کنار هم قرار داده و در مورد آن داد سخن سر داده است عنان از کف دادم . خوشبختانه ما نویسنده ای برجسته و سردبیر ارشد، بنام کاوه باسمنجی (رئیس سابق رادیو فردا که مورد حمایت آمریکا است) را استخدام کردیم تا به ما بگوید چه کسی واقع بین و چه کسی کوتاه نگر است. حاصل سخنان کوتاه و موز وی ، تاکید بر جنبه های مثبت کار یعنی آنچه که آنها می توانستند انجام دهند و نه دست گذاشتن بر کارهای انجام نشده بود. ما اصرار داشتیم که آنها سخت کار کنند و این رویکرد جواب داد.

همانطور که به تاریخ راه اندازی نزدیک می شدیم گویا جنگ سرد بین بی بی سی و دولت ایران به طور ناگهانی پایان یافت. آنها به وضوح در مورد برنامه راه اندازی شبکه ما اطلاعات بسیاری داشتند و ما در حال تحمیل خود بر شرایط موجود بودیم.
گردآورری اخبار در حال تبدیل شدن به یک نگرانی بزرگ برای ما بود. ما بدون آنکه بخش خاصی را مربوط به اخبار بین المللی در شبکه خود تعبیه کرده باشیم، دفاتر فارسی زبان را در کابل، استانبول، بیروت، بیت المقدس، اسلام آباد، دوشنبه و واشنگتن راه اندازی کردیم. حال، چه کاری باید در مورد ایران انجام داد؟ از زمانی که آقای کلهر به خبرنگار فارسی زبان در ایران پاسخ "نه" داده بود، ما مطمئن شدیم که می توانیم به 30 کارمند به کار گرفته شده توسط رادیو فارسی بی بی سی تکیه کنیم . اما
بدلیل رو نشدن دست خود، مجبور شدیم تماس با آنها را به صفر کاهش دهیم. به همین ترتیب، ما خیلی نگران بودیم که هر گونه ارتباط با بی بی سی منجر به بازداشت فوری عوامل گردد بنابراین عملیات آموزش سرویس جهانی بی بی سی تراست (در ترکیه) برای جوانان ایرانی را بی درنگ متوقف نمودیم. آخرین چیزی که ما انتظار آن را داشتیم ، دستگیری برخی از ایرانیان بعنوان "جاسوس بی بی سی" با یک محاکمه صوری بود.

رسانه های اجتماعی و بی بی سی

صادق می گوید " وقتی شما می توانید از مزیت دهها هزار رسانه اجتماعی بهره مند باشید چه کسی به خبرنگاران رسمی نیاز دارد ؟ اعتماد به نفس ما وقتی بالا رفت که برای دور نهایی برنامه های آزمایشی خود ، از وب سایت فارسی بی بی سی به منظور تشویق مردم به تلفن زدن، اس ام اس دادن، ایمیل زدن و ارسال تصاویر و غیره برای خود استفاده نمودیم. نتیجه این کار مانند یک رویا بود. علاوه بر این به نظر می رسید خبرگزاری رسمی ایران، ایرنا، هر حرکت سیاسی را پوشش داده و عکس ها را برای تمام بینندگان دسترس پذیر می ساخت. آزانس های تلویزیونی بین المللی ، آسوشیتدپرس و رویتر، بر خلاف مطبوعات غربی هنوز هم مانند تیم انگلیسی زبان تلویزیون بی بی سی در تهران فعال بودند. و ناگهان چشم انداز ما روشن تر شد.

به نظر من، تعداد بالای شهروندان علاقه مند به روزنامه نگاری موجب ایجاد این تفاوت گردید. حمید دباشی در کلمبیا نیز کاملا در این خصوص هم عقیده است، هر چند او جزما بر این باور است که ترکیب رسانه های جدید و بحران سیاسی در ژوئن بود که تلویزیون فارسی بی بی سی را در این نقطه خاص چنین تاثیر گذار ساخت. البته فن آوری رسانه های اجتماعی جدید قبلا نیز وجود داشته است. اما بحران انتخابات در ژوئن یک بازسازی کامل را در معماریِ عملکرد اخبار در ایران و مشابه آن در بی بی سی، صدای آمریکا، سی ان ان و غیره ایجاد نمود.
نمی دانم تا چه اندازه حق با او است. البته من فقط می توانم در خصوص بی بی سی اظهار نظر کنم. رسانه های اجتماعی به طور گسترده در جریان سرکوب برمه و یا مسائل گاه به گاه داخلی، مانند انفجار یک پالایشگاه نفت در شمال لندن مورد استفاده قرار گرفته بودند. اما ایران همه چیز را به سطحی کاملا جدید ، یعنی بلوغ رسانه ای تبدیل کرد.
نکته بعدی چگونگی استفاده از تصاویر بود. در آغاز، ما تنها بهترین تصاویر را از میان انبوه تصاویری که بدست ما رسیده بود برای موشکافی بیشتر برگزیدیم. باقی به قضاوت عمومی یا کار اطلاعاتی واگذار می شد. انواع منابع و تصاویر دیگر را به طور متقابل بررسی کنید. آیا همه آنها لباس های مشابه پوشیده اند؟ آیا زوایا مطابقت دارد؟ آیا در همان روز و همان زمان از روز است؟ شگفت انگیز است که تا چه حد باید ادامه دهیم زیرا نمی توانیم مطالب را تایید کنیم. تمام فیلم های غیر بی بی سی با جملات زیر نویس روی صفحه نمایش پخش می شد که نشان می داد این ویدئو از طرف مردم (ایران) آمده و توسط کارکنان بی بی سی ضبط نشده بود و بنابراین نمی توانست به طور مستقل تایید شود.
استفاده از رسانه های اجتماعی یک سیب زمینی بسیار داغ است. ما مرتکب هیچ اشتباه بزرگی نشدیم اما بی بی سی از تجربه ما استفاده کرده است تا حداقل 190 صفحه برای مراجعه عمومی مخاطبان ایجاد نماید و بدین طریق خط مشی های جدید را در رسانه های اجتماعی ایجاد سازد.

 

جرقه اولیه تا موفقیت با آهنگ سریع

قبل از اینکه به انتخابات مورد مناقشه نیمه ژوئن وارد شویم، تلویزیون فارسی بی بی سی در مرحله یک جرقه اولیه بود. در مصاحبه یکی از تلویزیون های آمریکایی در اواخر فوریه - حدود پنج هفته پس از راه اندازی- مشخص شد که صدای آمریکا با سه میلیون بیننده نسبت به بی بی سی با دو و نیم میلیون بیننده پیشتاز است. با این حال در اواخر آوریل، با توجه به آمار و ارقام پسر رئیس جمهور اسبق ایران، هاشمی رفسنجانی مخاطبان بی بی سی به بیش از شش میلیون نفر رسید. او یک سازمان بزرگ نظرسنجی را در ایران اداره می‌کند. او همچنین پیش بینی کرد که مخاطبان نهایی این شبکه به 11 میلیون نفر خواهد رسید.
به گفته صادق صبا ، توضیح اینکه چگونه یک جرقه اولیه به پیشرفتی با آهنگ سریع تبدیل شد این است: "ما بسیاری از امور را را درست پیش بردیم. اعتماد بسیاری از ایرانیان را با متعادل بودن، بیان شکل حقیقی اخبار، ترسیم تصویر کلی ایالات متحده و بریتانیا، و نیز اجرای برنامه های بسیار مثبت در مورد فرهنگ ایران - به عنوان مجموعه ای از تاثیر تاریخ و آب و هوا بر غذاهای ایرانی، که تحسین وزارت ارشاد ( نام شگفت انگیز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) را نیز بر انگیخت، جلب نمودیم.
داریوش کریمی، رئیس گردآوری خبر در آن زمان، داستان را چنین بیان می کند: "ما کاملا خوب عمل کردیم. پس از آن دولت وقت، از ما تصویری شیطانی ساخت که خود بهترین رقابت جهت جلب مخاطب بود. بیان شفاهی نیز در فرهنگ ایرانی بسیار قدرتمند بوده و زمان زیادی را به خود اختصاص می دهد. اما بیش از همه واقعیت محض انتخابات به ما کمک کرد. تمایل بسیار زیادی از طرف رای دهندگان برای یافتن اطلاعات بیشتر وجود داشت. "
صادق مجددا می گوید: "احمدی نژاد طی مناظره های انتخاباتی تلویزیونی، که در اوایل ماه مه آغاز شد عالی بود. تلویزیون دولتی قصد نداشت هیچ گونه فرصت واقعی فراتر از این مناظره ها را به مخالفان خود بدهد بنابر این آنها به رسانه های دیگری جهت این منظور نیازمند بودند. اپوزیسیون اکنون از حجم مخاطبان ما کاملا آگاهی داشت. رفسنجانی ، موسوی و حامیان او را از نظر مالی تامین می کرد. به نظر می رسد آنها- مانند هر حزب سیاسی غربی که می خواهد رسانه ها را در بازی سیاسی خود دخیل کند- حدود سه تا چهار هفته قبل از انتخابات به مرحله بی سابقه ای در سیاست ایران در مورد امکان مصاحبه با بی بی سی رسیدند. نتیجه این شد که ما بخشی از روند سیاسی شدیم- که برای هر یک از شبکه های خارجی بسیار غیر معمول است.
آنها به طور خاص به شکل سه برنامه تنظیم شدند. نخست: مناظره که مصاحبه ای کاوشگرانه و دشوار نیم ساعته یک در برابر یک با فرصت فوق العاده ای برای اوج گرفتن بود. همچنین ما شاهد یک برنامه سیاسی نیم ساعته بودیم. اما برگ برنده، برنامه نوبت شما بود، شانسی فراگیر برای همه ایرانیان که گفته های خود را بصورت تعاملی درمورد مجموعه کاملی از موضوعات بیان کنند. این مورد هرگز در هیچ جایی در ایران سابقه نداشت.
سعید برزین، تحلیلگر ارشد ایران در بخش نظارت بی بی سی می گوید: " نوبت شما از همان آغاز تاثیر عظیمی داشت. کار او رصد همه رخدادها در رسانه های ایرانی است. "این برنامه ، بحث در جامعه ایران را با طرح مسائلی مانند معلولیت یا همجنس گرایی یا اعدام در ملا عام که جملگی این مباحث پیش از آن تابو بودند تشویق نمود. این مسائل مطمئنا در جای دیگری پوشش داده نمی شدند."
او ادامه می دهد: " مشکل می توان گفت که آیا تلویزیون فارسی بی بی سی به سازماندهی پشتیبانی از مخالفان احمدی نژاد کمک کرد یا نه. اما مردم ایران به طور ناگهانی دسترسی خوبی به گفته ها و نظرات مخالفان دولت یافتند. "

 

انتخابات و قیام

در عصرگاه 13 ژوئن، (روز پس از انتخابات 12ژوئن) رهبر ایران احمدی نژاد را - با 63 درصد آرا برنده اعلام کرد. هیچ نظر سنجی رسمی ای در این خصوص در ایران وجود نداشت اما در مواجهه با آن ، با توجه به نظر سنجی های خصوصی و غیر رسمی چند روز قبل که نشان دهنده یک تقسیم 50/50 بین احمدی نژاد و مخالفان او بود ، این نتیجه آراء کاملا غیر محتمل به نظر می رسید. ده ها هزار نفر از طبقه متوسط ​​پایتخت، تهران، که هرگز سنگری طبیعی برای دولت احمدی نژاد نبودند، برای نشان دادن اعتراض خود تجمع کردند. هر کسی که من با او صحبت می کردم - دانشجویان و دانشگاهیان ایرانی ، روزنامه نگاران غربی، دیپلمات ها و غیره، همه با ارزیابی جو کلاین موافق بودند: "تلویزیون فارسی بی بی سی و صدای آمریکا بحران انتخاباتی را ایجاد نکردند - تعداد زیادی از ایرانیان از سرکوب آزادی های فردی و بحران اقتصادی مداوم خسته شده بودند- اما اخبار تلویزیون به زبان فارسی اکسیژن تبلیغات را فراهم می ساخت تا بحران برای دولت ایران بسیار مشکل تر گردد ".
در روز انتخابات ، دولت ایران نهایتا دست به اقدام علیه تلویزیون فارسی بی بی سی زد و یکی از دو شبکه ماهواره ای ما را برای چند ساعت تعطیل نمود . بهروز آفاق چنین می گوید: "بی بی سی فورا برای دو شبکه ماهواره ای اضافی پول پرداخت کرد و ما پشتیبانی کاملی را از ارائه دهنده های ماهواره ای یوتلست دریافت کردیم. علاوه بر این و بعنوان موردی بسیار مهم، اتحادیه پخش-خبرگزاری- اروپا،
EBU، که مجموعه ای از بزرگترین سازمان های رادیو و تلویزیون در تمام اروپا است، به این دلیل که بسیاری از شبکه های اروپایی دیگر نیز مسدود شده بودند. به قویترین شکل ممکن به دولت ایران اعتراض کرد،
ایرانیان در حال حاضر خود را با چهار جریان مجزای تلویزیونی بی بی سی فارسی روبرو می بینند که برای کشور آنها پخش می شود و متوقف ساختن آن ناممکن است. خبرگزاری های اروپایی فورا تهدید به قطع فوری روابط نمودند. دولت ایران منصرف شده و پس از چند روز، انسداد جریان اصلی را به طور کامل متوقف کرد. آنها پارازیت اندازی جزئی را برای چند هفته انجام داده، و سپس به پارازیت اندازی محله به محله متوسل شدند اما بی اثر بودن کلی آن اثبات شد.
در 14 ژوئن و با تظاهراتی که هر دقیقه بزرگتر و خشمگین تر می شد، تلویزیون بی بی سی فارسی برنامه خود را توسعه داده و 24 ساعته به سرعت در حال کار بود.
Beynon ، مدیر راه اندازی می گوید "برای شبکه ای که تنها بودجه هشت ساعت کار در روز را دریافت می کرد ، کار افزایش یافته مداوم به 24/7 ،یک وظیفه و عمل بسیار قهرمانانه بود. همه کارکنان دو برابر کار می کردند و بسیاری از آنها در اتاقهای هتل نزدیک به مقر خبرگزاری بی بی سی ساکن بودند. تمامی کارکنان غیر خبری در کنار بسیاری از کارمندان پاره وقت به کمک بخش خبری آمده بودند.
"و از همه مهمتر این که از منظر فردی، زمان بسیار دشواری برای خبرنگاران ایرانی بود. ایران با وقایع در حال رخ دادن، کشور خود آنها بود. هر آنچه در آن روی می داد برای دوستان و خانواده آنها بود . ما در محل کار به دلیل آموزش جامع همیشه اعتماد داشتیم-که روزنامه نگاران ایرانی مان می توانند منصف و متعادل باشند. اما میزان استرس علاوه بر خستگی فیزیکی در ایشان بسیار بالا بود. "
آنچه بیشتر اهمیت داشت عدم یاداوری ماوقع و اخبار مربوط به گذشته بود. سینا مطلبی، سردبیر نرم سخن برنامه نوبت در سال 2003 سه هفته در سلول انفرادی به سر برده بود و از آن زمان ترک وطن کرده بود. وی دایما آن زمان را به یاد می آورد و حوادث آنرا یاداوری می نمود. آن زمان به اصطلاح "دوران اصلاحات" نامیده می شد. نظام کنونی حاکم نظامی تندرو تر از قبل می باشد.
داریوش کریمی می گوید: "بسیاری از ما در محل کار سعی کردیم صدمه نبینیم ، و من فکر می کنم ما کار مناسبی را برای منطقی و عادل بودن نسبت به طرفین انجام دادیم،" ، "اما احساسات بسیار شدیدی بر اذهان همکاران حاکم بود. ما همه برای خانواده های خود در ایران بسیار نگران بودیم. افرادی مانند خود من، که 10 سال یا بیشتر در بی بی سی بود ایم، می توانستیم به راحتی برخوردی منطقی با همه چیز داشته باشیم. اما برای تازه واردانی که در دهه 20 سن خود بودند و چیزی مانند این را از راه دور ندیده بودند، از تمام جوانب بسیار دشوار بود. "
مدیر راه اندازی، راب بینون نیز همچون کریمی معتقد است که این شبکه انصاف نسبت به طرفین را تا حد بالایی رعایت نموده است. او حضور خود را چند روز پس از انتخابات ، در گالری (کنترل برنامه ها) به یاد می آورد که مقارن با تشدید قیام ، زمزمه یک تولید کننده جوان را شنید که ما نباید هیچ کلیپی از احمدی نژاد، بعنوان بخشی از سخنرانی او در پخش استفاده کنیم.
او گفت"ما پیروزیم
" ، با چند سرپرست قدیمی گفتگوی آرامی داشت و گفت: نادیده گرفتن طرف دولت می تواند به معنای خودزنی باشد. مشکل حل شد و نقطه نظر او به سرعت توسط همه پذیرفته شد. کسب تعادل بدون شک بزرگترین چالش ما بود، و من به شدت به آنها افتخار می کنم. "
مدیر جدید سرویس جهانی ،
Horrocks، آنقدر نگران مساله بی طرفی بود که با عجله به اتاق خبر فارسی رفت و با لحنی اقتدارگرا ندا داد که"ما باید بی طرف باشیم". اکثر مفسرانی که طرف صحبت من بوده اند موافق هستندکه ما در بیان عقاید هر دو طرف موفق عمل کرده ایم. هر چند همه موافق نیستند که ما متعادل و قطعا بی طرف بوده باشیم.
محسن میلانی در دانشگاه فلوریدای جنوبی احساس می کند که تمایل شبکه بدلیل چینش خاص رویدادها و تفاسیر ارایه شده به سمت جنبش اپوزیسیون سبز بوده و هنوز هم هست. به زعم وی "این مساله ای مربوط به نسل جوان است،". "بسیاری از رهبران جنبش سبز دانشجویان زیر 30 سال هستند. رسانه های غربی در حال حاضر بسیاری از ایرانیان بریتانیایی یا آمریکایی زیر 30 سال را استخدام می نمایند. آنها آرمان ها و خطوط فکری مشابهی دارند.
به حوادث برگردیم که در حال حاضر با سرعتی معادل یک قطار تندرو پیش می روند. مقامات ایرانی در پایان، حرکتی علیه اعضای خانواده کارکنان تلویزیون بی بی سی فارسی انجام ندادند اما خبرنگار انگلیسی زبان بی بی سی تهران ، جان لاین را اخراج کرده و در نهایت فیلمبردار ایرانی او را با تهدید خانواده اش مجبور به استعفا کردند.
همه این اتفاقات بلافاصله پس از شلیک به ندا آغا سلطان در سن 26 سالگی در تاریخ 20 ژوئن، درست پنج یا شش روز قبل از اینکه مقامات اجازه تظاهرات برای اعتراض علیه "انتخابات به مصادره شده" را صادر کنند، اتفاق افتاد. اما در تاریخ 20 ژوئن آنها به بسیج، یک گروه شبه نظامی تحت حمایت دولت اجازه دادند به نهادهای مجری قانون بپیوندند و به آنها اجازه شلیک و ضرب و شتم بی قید و شرط داده شد.
یاسون آتاناسیادیس، روزنامه نگار عکاس یونانی که فارسی را به خوبی صحبت می کند و بین سال های 2004 و 2007 ساکن تهران بود، در زندان بدنام اوین نگهداری می شد. او فقط یک روز پس از آنکه تظاهرات بالا گرفت زندانی شد. او گفت: "حتی در آنجا مرگ ندا نکته اصلی برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که از من نگهبانی می کردند بود. آنها به خوبی دریافته بودند که چه بحرانی رخ داده و تلاش می کردند به من توضیح دهند که گلوله ای که به کشته شدن ندا منجر شده نمی تواند توسط یک عضو بسیج شلیک شده باشد چون آنها از گلوله های متفاوتی استفاده می کنند. دولت هنوز در حال اعتراض به بی گناهی خود است.
اما بنظر می رسد حتی بسیاری از حامیان خود احمدی نژاد نیز این امر را باور ندارند. برای مثال، بسیاری از افراد خانواده چهار دانشجوی ایرانی که من در دانشگاه هاروارد با آنها صحبت کردم به احمدی نژاد رای داده بودند اما همه این دیدگاه را تایید می کردند که این یک نقطه عطف قابل توجه بوده است - و هر کس که ماجرا را می دانست تصاویر را عمدتا در بی بی سی، تا جاهای دیگر مشاهده کرده بود. آنها می خواهند ناشناس باقی بمانند و هنوز هم از عواقب آن می ترسند. یکی آنها برای
GlobalPost، که یک شرکت آنلاین جدید با وظیفه پوشش دادن برنامه های جهانی است، کار می کند. او برای GlobalPost نیز گاهی گزارش تهیه می نماید. هر چهار دانشجو گفتند که خانواده های آنها پس از ندا ، نظر خود را در مورد سلسله مراتب حاکمیت ایرانی تغییر داده اند. پیام کلی این بود که چگونه "تیراندازی و ضرب و شتم، همه چیز را تغییر داد. مردم دیگر به دولت اعتماد نداشتند. "
البته این مساله از دیدگاه غربی، تقریبا غیر قابل باور به نظر می رسد. مهدی خلجی آن را بدین شکل توضیح می دهد: "برای بسیاری از ایرانیان، حتی مخالفان دولت، درجه ای از اعتقاد وجود داشت که دولت ارزش های اسلام را حفظ می کند. آنها دروغ نمی گویند و به مردم خود ظلم نمی کنند..ندا این اسطوره را به طور کامل درهم شکست.
تلویزیون بی بی سی فارسی نه تنها تصاویر را به ایران نشان داد بلکه با پزشکی که سعی داشت ندا را نجات دهد، برادر او و در نهایت پدرش مصاحبه کرد. صادق صبا می گوید: " در حال حاضر همه در صحبت با ما (علیه دولت) احساس جسارت می کنند.
آن چند روز فوق العاده ، اوج قیام بود. چهار یا پنج روز بعد از مرگ ندا دولت بصورتی پایدار و محکم کنترل را در دست گرفت. صدها هزار نفر در خیابانها در سراسر بسیاری از شهرهای ایران به قطره ای کاهش یافتند. حکومت وحشت شروع شده بود: دستگیری ها، ضرب و شتم ها، تجاوز به عنف ها، شکنجه و محاکمه ها. تلویزیون بی بی سی فارسی و صدای امریکا هنوز هر آنچه را که اتفاق می افتاد، بصورت زنده پخش می کردند هر چند در حال حاضر بقیه مطبوعات و رسانه های بین المللی یا اخراج شده و یا ویزای آنها منقضی شده بود.

 

دسامبر 2009

شش ماه پس از این حوادث پر آشوب، ایران هنوز به نوعی یک مکان متفاوت به نظر می رسد. حمید دباشی می گوید: "عمده رهبران مخالفان (جنبش سبز) از بزرگان انقلاب اسلامی 1979 بودند " ، بنابراین توضیح آن برای دولت بسیار دشوار بود. به نظر می رسد آنها واقعا نمی دانند که چه باید بکنند. در مواجهه با چنین وضعیتی ، جمهوری اسلامی از درون در حال متلاشی شدن است. با این حال، انتظار نداشته باشید رژیم فردا تغییر کند. جنبش سبز (اپوزیسیون) نسبتا شبیه به جنبش حقوق مدنی آمریکا در اواخر دهه 50 است که 10 سال برای ثمر دادن به طول انجامید و من فکر می کنم شما می توانید در اینجا انتظار چیزی شبیه به این را داشته باشید. اما به نظر من این کشور در حال حرکت، ناگریز به سمت سیستمی از نهادهای دموکراتیک است. "
می توان گفت که اکثر دانشگاهیان آمریکایی ایرانی تبار که من با آنها صحبت کرده ام این امر را به عنوان یک سناریوی خوش بینانه در نظر می گرفتند. برای مثال مهدی خلجی هیچ نوع موج بزرگی را توسط مخالفان پیش بینی نمی کند. "نظر شما در مورد مخالفان چیست؟ موفق ترین مخالفان هر دولت اقتدارگرا به سه عامل بزرگ ایدئولوژی، رهبری و سازمان دهی تکیه می کنند. آنها هیچ یک از این چیزها را ندارند. "
به عقیده وی و با توجه به آموزش های مذهبی او، روحانیت، به طور کامل احساس می کند توسط دولت فعلی از حاکمیت خارج شده و درحال اتخاذ یک موضع شبه نظامی است: "پایگاه قدرت دولت از روحانیت به سپاه پاسداران منتقل شده است."
بنابراین، با توجه به غیر قابل پیش بینی بودن ایران امروز، آیا هیچ میراث ماندگاری از تلویزیون فارسی بی بی سی وجود دارد و یا می تواند وجود داشته باشد ؟ سعید برزین می گوید:"شبکه تلویزیون فارسی بی بی سی در حال پر کردن خلاء در جامعه مدنی است. "دولت احمدی نژاد موفق شده است بر سر راه هر یک از حوزه های جامعه مدنی از قبیل گروه های زنان، اتحادیه های کارگری، دانشگاهیان مخالف، و حتی به میزان قابل توجهی اینترنت به ایجاد مانع بپردازد. اما آنها برای کنترل اخبار تلویزیون های فارسی زبان بین المللی شکست خورده اند. "
در بخش سردبیری، توافقی در این مورد وجود دارد. کریم سجادپور توضیح می دهد: "تلویزیون فارسی بی بی سی برگزاری مناظره و بحث و نظر را تشویق می کند و حتی باعث ایجاد آن می شود و نشان می دهد که مناظره و گفتگو نشانه ای از یک جامعه سالم است." جالب توجه است که یکی از خواسته های کلیدی ائتلاف مخالف دولت ، رسانه های آزاد و باز است. بهروز آفاق می گوید:" این مساله به بخشی از جریان اصلی مباحثات تبدیل شده است، "وکاری است که بی بی سی در بیشتر قسمت ها انجام داده است."
با این حال در مورد تاثیر تلویزیون بی بی سی فارسی و صدای آمریکا بر سیاست های روزانه اختلاف نظر وجود دارد. همه کسانی که من در قلمرو روزنامه نگاران، دانشگاهیان و ناظران کلی ایران با آنها صحبت کردم مطمئنا از این نظر پشتیبانی می کردند که بی بی سی و صدای امریکا بصورتی پایدار در مرکز رویدادها بوده اند. لکن بصورت گسترده به دو جبههتقسیم می شوند. جبهه نخست معتقد است تاثیر رسانه های مزبور بر سیاست های روزانه تقریبا صفر است. در مقابل، دیدگاه جبهه دوم را می توان چنین خلاصه کرد: "جنبش مخالف، قادر به ادامه روند با توانی منطقی بوده و مشکلات قابل توجهی را برای دولت ایران بوجود می آورند، دقیقا به این خاطر که آنچه انجام می دهند و می گویند گزارش می شود."
صادق به ارایه دو نمونه می پردازد. "اولی تهیه گزارش سه تظاهرات بزرگ تنها در ماه های نوامبر و دسامبر است که در آخرین آن 13 تن از حامیان مخالفان دولت در خیابان ها کشته شدند. همه این موارد در سراسر کشور دیده می شود و به نظر می رسد امواج بزرگی ایجاد می نماید. "
" مثال دوم این است که چگونه مهدی کروبی به یکی از چهره های محوری در جنبش مخالفان تبدیل شد. از ادعاهای وحشتناک او در مورد تجاوز به عنف، شکنجه و قتل برای سرکوب مخالفان به طور کامل گزارش تهیه می شود. موقعیت او به اندازه کافی قوی است که دولت برای مقابله با او ترس و واهمه داشته باشد.

دولت ایران بدون شک تحت نفوذ سیاسی صدای آمریکا و تلویزیون بی بی سی به زبان فارسی است. آیت الله خامنه ای رهبر معنوی ایران، خطاب به مجلس خبرگان می گوید: "در دنیای امروز موثرترین سلاح بین المللی علیه مخالفان ، تبلیغات است ... سلاح رسانه ها قوی ترین سلاح هاست. آنها حتی بدتر از بمب اتم هستند. شما شاهد بودید که دشمن در شورش های پس از انتخابات چگونه از این سلاح استفاده نمود.
این سخنان رهبری در تاریخ 24 سپتامبر بیان گردید. دو هفته بعد، در روزنامه جوان، که روزنامه وابسته به سپاه پاسداران می باشد نوشته شد: "استقرار تلویزیون بی بی سی فارسی در زمستان سال گذشته رویدادی مهم بود تا آنجا که در جهان رسانه بعنوان موضوعی عمده مطرح گشت. به نظر می رسد که مقامات ایرانی در ابتدا به نقش بالقوه ای که این شبکه تلویزیونی می توانست ایفا کند توجه دقیقی نداشتند اما به تدریج تاثیر برنامه های آن را بر جامعه ما مشاهده کردند ... ما امروز یک رقیب قدرتمند در جهان رسانه به نام بی بی سی
PTV داریم و توقف آن اصلا ممکن نیست. این مساله وقتی بسیار مهم می شود که بدانیم بی بی سی دارای سابقه ای طولانی در مبارزه با اسلام، انقلاب اسلامی و ایرانیان است. در چنین وضعیتی، لازم است که مقامات ایرانی از استراتژی های رادیکال دوری کنند و از این واقعیت آگاه باشندکه دشمن ما بسیار قدرتمند و حرفه ای است. "
پنج روز بعد، در 11 اکتبر، دولت ایران ، با توجه به رهنمود رهبر معنوی، با 800 تن از سران خود جلسه ای را تشکیل داد: "عملیات روانی در مبارزه علیه ایران عنصر کلیدی و هدایتگر است." بی بی سی به طور خاص به عنوان دشمنی پیشرو در جنگ روانی خود بین ایران و غرب هدف قرار داده شد.
رئیس جمهور در کنار رییس ستاد مشترک ارتش و در میان بسیاری دیگر، از جمله مهدی کلهر، متهم به جاسوسی و مشاور ارشد احمدی نژاد جهت ایراد یک سخنرانی کلیدی ظاهر گردید. دختر کلهر در حال حاضر در آلمان بوده از جنبش سبز حمایت کرده و با تلویزیون فارسی بی بی سی مصاحبه نموده بود. یکی از برجسته ترین سخنرانان، حداد عادل بود که هشدار داد چگونه در تعامل جهانی "رسانه ها جای سخت افزارهای نظامی پیشرفته را گرفته اند". هدف این کنفرانس، درخواست واکنش متقابل و نیز سرمایه گذاری و توسعه بیشتر صدا و سیمای دولت بود.
تنها چند روز بعد، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برنامه هایی برای پنج شبکه جدید معرفی و رسما اذعان نمود که 40 درصد از جمعیت ایران به کل 116 شبکه ماهواره ای دسترسی ماهواره ای دارند (که بخش زیادی از این موارد شبکه های سرگرمی ایرانی با بودجه عامل از کالیفرنیا بودند) و در هر روز چهار و نیم ساعت مخاطبان دایمی مخصوص خود را دارا هستند..
مهدی خلجی می گوید:"همه این مسایل در ارتباط با یکدیگر می باشند. "رهبری ایران کاملا احساس می کند که تلویزیون فارسی بی بی سی و سی ان ان نفوذ زیادی به خصوص بر طبقه متوسط
​​آگاه از نظر سیاسی در ایران اعمال می کنند، و قطعا از این امر خشمگین اند."آنها حتی بیشتر به این خاطر تحریک می شوند که این شبکه بسیار متعادل است."

 

نتایج

در مجموع، چه نتایج کلی را را می توان از تجربه تلویزیون بی بی سی فارسی در ایران در این سال بدست آورد؟ بدون شک ما خوش شانس بوده ایم. اما پس از نیاز سی ان ان به رقیب (Challenger) و جنگ اول عراق. ما بحران سیاسی ایجاد نکردیم اما تصاویری که نشان دادیم رویدادهایی را شکل داد و توانستیم یک بحران داخلی را در اعتماد به دولت ایران بوجود آوردیم که هنوز نیز تدوام دارد. ما انجام مناظرات و ارایه بحث و نظر را در کشوری تشویق کرده ایم که گفتمان عمومی بسیار کمی در آن امکان پذیر است، و این روند همچنان ادامه خواهد داشت. حضور قدرتمند ما اهمیت رسانه ها را گسترده نمود و مآلا، در حال حاضر مساله آزادی رسانه ها در محور مباحث سیاسی در ایران قرار گرفت. همچنین شواهدی وجود دارد که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برای ارتقای نقش خود تحت فشار قابل توجهی بوده و تا حدی در حال انجام این کار می باشد.
جوان بودن روزنامه نگاران ایرانی ما بعنوان بزرگترین نقطه قوت و بی تجربگی و درگیری عاطفی آنها بزرگترین ضعف بالقوه ماست. من معتقدم که ما متعادل بوده ایم و وحشت حکومت ایران و لحن آن بر علیه ما حاکی از این مساله است.
در اینجا نکته این نیست که ما همه چیز را درست درک میکنیم. وقتی دولت ایران و حامیان آن نمی خواهند با ما صحبت کنند متعادل بودن بسیار دشوار است. ما سعی می کنیم با استفاده از سخنرانی های عمومی و یا پوشش اخبار با توضیح دیدگاه خود بر این مساله غلبه کنیم. ما به طور جدی تلاش خود را می کنیم، و این نکته با توجه به بازخورد دریافت شده از مخاطبان ما توسط مردم ایران پذیرفته شده است. این مورد (یعنی تلاش جهت برقرار تعادل میان طرفین) دقیقا، همراه با لحن جذاب تر، گرمتر و همراه با تکبر کمتر بر چند دهه سوء تفاهم غلبه کرده است. مردم ایران هنوز هم به دولت انگلستان اعتماد ندارند، اما مردمی پیچیده اند و می فهمند که بی بی سی اینگونه نیست و بدون هیچ برنامه از پیش تعیین شده ای اخبار را به همان شکل که هست می گوید و این بزرگترین سلاح هر برنامه خبری است. ایرانیان می گویند از "موعظه های" گذشته متنفر بوده اند. این پیامی کاملا روشن برای تمام غربیانی است که برنامه ریزی سرمایه گذاری خارجی را متکفل می باشند.

من در هر جای ممکن برای کسانی که به دنبال هر نوع برنامه رسانه ای عمومی هستند، این نکته را متذکر میشوم که : تحقق خواسته های مخاطبان اصلی ما وقت تقریبا بسیار زیادی را گرفت ولی به ما کمک کرد از هر چیزی که به این هدف کمک نمی کند دوری نماییم. به نظر می رسد جهان رسانه ها در حال حاضر آنقدر ناپایدار و متلون است که خطر کردن باید به بخشی از DNA ما تبدیل شود. در گذشته بی بی سی یک سازمان فوق محتاط بوده و شهرت و اعتبار آن نیز به همین دلیل بوده است. اما به نظر می رسد سلسله مراتب بی بی سی که مافوق من می باشند این" نظم نوین جهانی" را درک می کنند.

در یک مفهوم وسیع تر، قطعا تعامل با مردم هر کشور و نه فقط دولت آن، کاملا حیاتی است. این امر در نشست اخیر در مورد ایران در هاروارد بعنوان تنها نکته ای که ناظران جناح راست و چپ در مورد آن موافق بودند مورد توجه قرار گرفت. نیکلاس برنز، ریاست این نشست می گوید"بیایید با آن روبرو شویم" "30 سال عدم سازگاری در تمامی سطوح با ایران ، ما را به جایی نرسانده است. در حال حاضر هیچگونه ارتباط علمی ، سیاسی یا تجاری.. و عملا هیچگونه رابطه رسانه ای بین ایالات متحده و ایران وجود ندارد..."تنها تعامل در این مورد، پخش برنامه برای ایران است.

در نهایت همانطور که رسانه های جهان و در واقع، دنیای واقعی به طور فزاینده ای تحت حاکمیت رسانه های اجتماعی - فیسبوک، تویتر و غیره - قرار می گیرند، این امر مثالی عالی از آن است که اخبار تلویزیونی چگونه بزرگترین تاثیرات را ایجاد می کنند. ما نباید خیلی شگفت زده شویم. تاثیر رسانه های اجتماعی اینترنتی در انتشار تصاویر و پیام ها در سراسر جهان وسیع بوده و بدون شک به اپوزیسیون کمک خواهد کرد که با دیگر صداهای همفکر در داخل ایران تماس برقرار نمایند اما بیشترین تاثیری که تصاویر و گزارشات بر جمعیت گسترده تری در ایران خواهند داشت تنها از طریق تلویزیون های فارسی زبان دیده می شود چه آنکه فعالیت های اینترنتی در ایران بسیار محدود است.
به یاد داشته باشید که ایران کشوری است که در آن اینترنت (به عنوان دیدگاه رسمی دولتی) محدودیت خاص خود را دارد. همچنین مطالعات اخیر نشان داده اند که تاثیر اخبار جهانی سی ان ان و بی بی سی بر جهان عرب ، بیش از تاثیر رسانه های رقبای عرب خود می تواند باشد. شاید بزرگترین تاثیر در میان ​​مدت ، این خواهد بود که چگونه جریان اصلی شرکت های خبرپراکنی تلویزیونی می آموزند در چارچوب حرفه ای خود از رسانه های اجتماعی بهره برداری نمایند. تلویزیون ، مطمئنا در هرجایی غیر از ایران ، اخبار کهنه شده را منتشر نمی کند..
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1392ساعت 20:33  توسط همدانی  | 

خبرگزاری فارس در تلاش است تا با محوریت بی‌بی‌سی فارسی، به شناسایی گرایش‌های رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور علیه انتخابات ریاست‌جمهوری کشورمان بپردازد. در اولین گزارش، علت انتخاب بی‌بی‌سی فارسی در محوریت این گزارش‌ها توضیح داده شد و ضمن شناسایی رویکرد کلان این رسانه بریتانیایی، تصریح شد که قریب به 70 درصد از ادبیات این رسانه را در حوزه انتخابات، حمایت از دو جریان شناخته شده فتنه و انحراف تشکیل می‌دهد.

در گزارش قبلی، رویکرد بی‌بی‌سی به «اصلی‌ترین مساله» انتخابات ریاست‌جمهوری کشورمان مورد مداقه قرار گرفت و بیان شد که تنها در حدود 16 درصد از انگاره‌های کارشناسان مورد نظر این رسانه منتهی به مسائلی نسبتا واقعی شده و 84 درصد دیگر، از تطابق لازم با واقعیت جامعه ایران برخوردار نیست.

با این حال، همان‌طور که مخاطبان محترم فارس آگاهی دارند، اصلی‌ترین مساله سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، مساله هسته‌ای کشورمان است. همان‌طور که انتظار می‌رفت، بی‌بی‌سی فارسی تلاش کرده است تا جایگاه این مساله را در رابطه با انتخابات ریاست‌جمهوری مورد تحلیل قرار دهد و به‌زعم خود، نشان دهد که این انتخابات چه تاثیری می‌تواند بر رویکرد هسته‌ای ایران داشته باشد.

مهم‌ترین مطلبی که در این فقره توسط رسانه مزبور منتشر شده است، یادداشتی است تحت عنوان «رئیس‌جمهور آینده ایران از برنامه هسته‌ای عقب می‌نشیند» که به قلم «حسین باستانی» به‌رشته تحریر درآمده است.

برای تحلیل رویکرد بی‌بی‌سی فارسی به ارتباط میان انتخابات و برنامه هسته‌ای، از عنوان همین یادداشت می‌توان آغاز کرد. عنوان متضمن دو نکته اساسی است: «اولا، مساله هسته‌ای مساله‌ای غیرملی است که از رئیس‌جمهوری به رئیس‌جمهور دیگر و از دولتی به دولت دیگر قابل تغییر است و ثانیا، رئیس‌جمهور آتی لاجرم از آن عقب‌نشینی خواهد کرد!»

عدم انطباق این عنوان با واقع واضح‌تر از آن است که نیازی به شرح و تدقیق داشته باشد اما مساله مهم آن است که باستانی چگونه این مدعای خود را تشریح کرده است.

یادداشت مذکور بدوا با یک پیش‌بینی شروع شده است: «رئیس‌جمهور آینده ایران، هر کس که باشد، از برنامه هسته‌ای ایران عقب نشینی خواهد کرد. این پیش‌بینی به زبان ساده یعنی، فارغ از آنکه در انتخابات آینده محافظه‌کاران، اصلاح طلبان یا طرفداران محمود احمدی‌نژاد به پیروزی برسند، عقب‌نشینی از برنامه هسته‌ای، به نام دولت پیروز انتخابات ثبت خواهد شد. لازم به ذکر است که تعریف مشخص «عقب‌نشینی از پرونده هسته‌ای» در این نوشته، پذیرفتن شرایط گروه 5+1 یعنی تن دادن به شفافیت مطلق در فعالیت‌های هسته‌ای و نیز توقف غنی‌سازی با درصد بالای اورانیوم است.»

آنچه بی‌بی‌سی فارسی به‌عنوان پیش‌بینی مطرح کرده است، بیش از آنکه پیش‌بینی باشد «طرح یک آرزو» و نوعی خیال‌پردازی است. بنابر اصول علمی پیش‌بینی، مگر در شرایط خاص، روند گذشته در آینده ادامه می‌یابد و این بدان معناست که پیش‌بینی بی‌بی‌سی فارسی از اساس فاقد اماره‌هایی است که مثبت آن باشند. اما همین خیال‌پردازی در ابتدای یک یادداشت رسانه‌ای به‌عنوان پیش‌بینی به‌خورد مخاطب داده شده و تا پایان پیش رفته است، به‌عبارت دیگر وقت مخاطب تلف شده است تا خیالات آقای نویسنده تبیین شود و آقای باستانی، «ژول ورن»‌وار به تشریح خیالات خود بپردازد.

راه مقدماتی اثبات این پیش‌بینی هم همان چیزی است که در پیش‌فرض عنوان هم آمده بود. این تفکر که مساله هسته‌ای نه ملی، که خواسته مقامات ایرانی است و تغییر در ترکیب دولت می‌تواند باعث تغییر رویکرد ایران در آن شود.

* توان ایران در مقابله با تحریم‌ها

اما پاسخ بی‌بی‌سی به اینکه چرا ایران باید عقب نشینی کند، چنین است: «حکومت ایران، در درازمدت «توان» مقابله با تحریم‌های بین‌المللی را نخواهد داشت.» برای اثبات این مدعا، نویسنده تلاش کرده است نشان دهد که تحریم‌های فعلی با تحریم‌های 30 سال قبل آمریکا و غرب علیه ایران تفاوت داشته و از «جنس دیگری» است.

به عبارت دیگر از منظر حسین باستانی، نهادهای حکومتی ایران با کمبود بودجه مواجه شده‌اند و این کمبود بودجه در صورت عدم انعطاف ایران در برنامه هسته‌ای تشدید نیز خواهد شد و سرانجام، نهادهای حکومتی در ایران مجبور به پذیرش عقب‌نشینی خواهند شد.

این ادعا به دلایل متعدد فاقد شانیت لازم است:

اولا، ایران در حال تدوین راهبرد لازم برای مقابله با تحریم‌های اقتصادی است که از آن تحت عنوان «اقتصاد مقاومتی» یاد می‌شود که تنوع بخشیدن به منابع درآمدی از ارکان آن است؛

ثانیا، ایران دارای منابع گسترده بوده و همچون کره شمالی نیست که تحریم بتواند تمام راه‌های امرار معاش را برآن ببندد؛

ثالثا، به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، مشکلات اخیر کشور بیش از آنکه تحت تاثیر تحریم‌ها باشد، تحت تاثیر سوءمدیریت داخلی است که بالاخص با اجرای نادرست هدفمندسازی یارانه‌ها و افزایش سرسام‌آور نقدینگی سرگردان همراه بوده است؛

رابعا، قطع وابستگی بودجه ایران به نفت یکی از توفیقات اجباری ناشی از تحریم‌های فعلی است که در درازمدت به‌نفع اقتصاد ایران خواهد بود؛

خامسا، هیچ نشانه‌ای از آن وجود ندارد که توان ایران در توسعه برنامه‌های حیاتی کشور نظیر برنامه هسته‌ای در پرتو تحریم‌ها دچار نقص شده باشد و

سادسا، اتفاقا با توجه به رو به کاهش بودن ذخایر نفت جهان، این احتمالا اقتصاد بین‌المللی است که در درازمدت توان تحمل خروج نفت ایران از بازار را ندارد. معافیت‌های تحریمی نه لطفی در حق ایران که لطفی در حق اقتصاد بین‌المللی بوده است که نمی‌تواند با شوک کاهش منابع مواجه شود. ظرف 5 تا 10 سال آینده، صحت این گفتار خود را بیشتر نشان خواهد داد. باستانی ظاهرا فراموش کرده است که هم‌اکنون 70 درصد مصرف انرژی چین را ذغال‌سنگ تشکیل می‌دهد اما این روند زیاد نمی‌تواند ادامه یابد.

بر این اساس، نه‌تنها پیش‌بینی اولیه بی‌بی‌سی فارسی بلکه پیش‌فرض اولیه آن نیز دچار ایرادات جدی است و مشخص است که از دل چنین پیش‌بینی و پیش‌فرضی، چه حاصل خواهد شد؟

* استفاده از جریان پذیرش قطعنامه 598 و شبیه‌سازی با برنامه هسته‌ای

ادامه بیان آرزوها در یادداشت بی‌بی‌سی فارسی تا آنجا پیش می‌رود که این رسانه وابسته به دولت بریتانیا تلاش می‌کند بین عاقبت برنامه هسته‌ای ایران و عاقبت جنگ تحمیلی که با پذیرش قطعنامه 598 همراه شد، شبیه‌سازی کند. به‌عبارت دیگر این رسانه در تلاش است تا برنامه هسته‌ای ایران را نیز مسیری دیگر برای «نوشیدن جام زهر» معرفی کند.

برای تدقیق در این مدعای بی‌بی‌سی فارسی، باید شرایط آن دوران و شرایط کنونی با یکدیگر مقایسه شوند تا روشن شود که این ادعای بنگاه سخن‌پراکنی دولتی بریتانیا، تا چه اندازه لغو است:

ایران در شرایطی قطعنامه 598 را پذیرفت که زیرساخت‌های اقتصادیش در جنگی نابرابر و 8 ساله تخریب شده بود، جنگی که زمانی شروع شد که ایران به هیچ وجه آمادگی آن را نداشت. در آمریکا جمهوری‌خواهان بر سر کار بودند و نظام بین‌المللی از نظام دو قطبی در حال نیل به سوی نظام تک‌قطبی بود. جنگ نفت‌کش‌ها در خلیج فارس تحت هدایت ایالات متحده به راه افتاده بود. جهان تحت انگاره‌های تاچریسم و ریگانیسم اداره می‌شد. قیمت نفت بسیار ناچیز بود. صادرات ایران تقریبا از بین رفته بود. اقتصاد ایران فاقد صادرات غیرنفتی بود. سیستم مالیاتی مدونی وجود نداشت و ...

در شرایط فعلی اما، زیرساخت‌های اقتصادی ایران به‌مراتب قوی‌تر از آن روزگار است، ایران نه تنها با عراق نمی‌جنگد، بلکه عراق دوست ایران است و یکی از بازارهای هدف اقتصادی ایران. قدرت نظامی ایران در منطقه سرآمد است و پیشرفت‌های علمی کشور یازده برابر متوسط جهانی است. صادرات غیر نفتی به مرور در حال فرارفتن از درآمدهای نفتی است، سیستم مالیاتی مدون تا حدود زیادی به وجود آمده است هرچند که هنوز کامل نیست. در آمریکا دموکرات‌ها بر سر کارند و نظام تک‌قطبی در حال تبدیل به نظام چند قطبی است. آمریکا تا آنجا که بتواند از درافتادن مستقیم در نبردهای نظامی پرهیز می‌کند، چنان که در لیبی و سوریه پرهیز کرده است، حتی حاضر است به اسرائیل باج دهد تا علیه ایران حماقتی نکند. آن‌طور که «جورج فریدمن» می‌گوید، تنها به حملات جراحی‌گونه اکتفا می‌کند، آن هم بیشتر با هواپیمای بدون سرنشین و ...

چه چیز این دوران شبیه آن دوران است که ایران مجبور شود رفتاری شبیه پذیرش قطعنامه 598 را تکرار کند؟ این موضوع اصلا ربطی به شخص رئیس‌جمهور ندارد. حق غنی‌سازی اورانیوم در چارچوب ان‌پی‌تی حق ملت ایران است نه حق دولت ایران. این ملت ایران است که طی دهه‌های آتی باید از این انرژی استفاده کند نه صرفا دولت ایران. بنابراین دولت برآمده از این ملت وظیفه دارد حقوق ملت را تعقیب کند و حق ندارد که بر سر آنها سازش کند.

بی‌بی‌سی فارسی این روزها ضمن پوشش خبری مسائل انتخابات، به خیال‌پردازی و داستان‌نویسی هم روی آورده است. ظاهرا نویسندگان این رسانه در حال امتحان کردن استعدادهای خود هستند هرچند که بعضا حتی در خیال‌پردازی هم ناامیدکننده به‌نظر می‌رسند. نباید فراموش کرد که «ژول ورن» استفاده از الکتریسیته برای تولید برق و سفر انسان به ماه را پیش‌بینی کرده بود، اما پیش‌بینی‌کنندگان بی‌بی‌سی به‌نظر فاقد این دست هنرها هستند. در ضمن، اگر این دست نویسندگان به‌واقع خود را ایرانی می‌دانند، نباید فراموش کنند که استعداد ایرانی بالاخره در شرایط سخت راه برون‌رفت را پیدا می‌کند، بالاخص اگر این استعداد خود را با نیروی عمیق ایمان مذهبی ترکیب کند.

فارس تلاش می‌کند باز هم مخاطبان خود را در جریان رویکردهای بی‌بی‌سی فارسی قرار دهد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 16:29  توسط همدانی  | 

شبکه دولتي انگليس به عوامل فتنه سال 88 پيشنهاد کرد براي پيداکردن جاي پا درعرصه سياسي و به دست آوردن فضاي مساعد، به توافق با طيفي از اصولگرايان که به آنها نزديک‌ترند بپردازند و مانع از قطبي‌شدن فضا که به ضررشان است بشوند.
اين پيشنهاد که از موضع ضعف فتنه‌گران حکايت مي‌کند در حالي از سوي بي‌بي‌سي مطرح شده که اين شبکه در سال 88 با طرح مسائل دروغيني نظير تقلب در انتخابات و دروغ‌سازي‌هاي بعدي، به شدت به دنبال قطبي‌کردن فضا عليه اصل حاکميت بود.
مشابه پيشنهاد بي‌بي‌سي را اخيرا عباس عبدي عضو مستعفي مشارکت پيش کشيد و تصريح کرد که نامزدي خاتمي و هاشمي نامطلوب‌ترين گزينه است و مطلوب‌ترين گزينه، توافق بر سر گزينه ميانه(!) و کاهش تنش‌هاي موجود است.
اين دو تحليل در واقع روايت ديگري از اظهارات سال گذشته يکي از دست‌اندرکاران ناکام فتنه 88 است که خواستار تشکيل دولت وحدت ملي با حضور معتدل‌هاي دوطرف(!؟) شده بود.
وبسايت‌ بي‌بي‌سي در تحليل خود مي‌نويسد: افزايش تنش در عرصه سياسي ايران که با تهديد به رد صلاحيت محمد خاتمي و هاشمي رفسنجاني بالا گرفته نگراني‌هايي را نسبت به از دست رفتن فرصت انتخاباتي براي تغيير در روند سياسي در ايران دامن زده است.
بي‌بي‌سي آنگاه از موضع دلسوزي براي ملت ايران و نگراني براي فشار تحريم‌ها و تورم مي‌نويسد: نگراني از اين است که مبادا از فرصتي که انتخابات براي کشور فراهم آورده استفاده مناسب صورت ‌نگيرد و بواسطه چنين غفلتي فشارهاي بين‌المللي ادامه يابند، بحران اقتصادي تشديد شود و برنامه‌ريزي‌هاي غلط، شرايط را از اين که هست دشوارتر کند اين نگراني‌ها در حالي دامن زده شده که طي ماه‌هاي اخير خوشبيني‌هايي در عرصه سياسي ايران مشاهده شده بود.
تحليل‌گر بي‌بي‌سي با ابراز خرسندي از فعال شدن اصلاح طلبان به نزديک شدن مواضع اين طيف با چند نفر خاص از اصولگرايان و حلقه انحرافي مي‌نويسد: طيف احمدي‌نژاد هم که آينده سياسي خود را ‹در پرده ابهام مي‌بيند، رويکردي اپوزيسيوني به خود گرفته و در پي ايجاد ائتلافي نانوشته با ديگر گروه‌هايي است که چنين تهديدي را تجربه کرده و نسبت به اين احساس و موضع مشترکي دارند.
بي‌بي‌سي وجه ديگري از خوش‌بيني خود را چنين توضيح مي‌دهد: اصلاح‌طلبان هم پي برده‌اند که هرگونه جداماندن از صحنه قدرت و سياست مي‌تواند به حاشيه رانده شدن و افول سريع آنها را در پي داشته باشد. به نظر مي‌رسد، بخش‌هاي مهمي از اصلاح‌طلبان عزم جزم کرده‌اند که با تمام توان به صحنه سياسي بازگردند و از اين پس هيچگاه حضور خود را در عرصه سياسي به مخاطره نيندازند.
بي‌بي‌سي مي‌افزايد: اين طيف در محاسبه سود و زيان جنبش سبز ظاهرا به اين نتيجه رسيده است که با توجه به ساختار قدرت، صف‌بندي‌هاي اجتماعي و فرهنگ سياسي در ايران، حرکات اعتراضي راديکال، ماجراجويي پرهزينه‌اي محسوب مي‌شود که بايد از آن پرهيز کرد.
شبکه دولتي انگليس آنگاه خواستار توافق محوري ميان همه طيف مذکور شده و مي‌نويسد: زمينه مساعد براي تغيير جدي در روش اصلاح‌طلبان از گفتمان اختلاف‌محور به گفتمان توافق‌محور پديد آمده است. در گفتمان توافق محور، نيروهاي سياسي سود خود را در ايجاد توافق‌هاي گسترده نه تنها بين نيروهاي هم‌جبهه، بلکه ميان خود و رقبا مي‌بينند. موفقيت در همين قابليت يعني متقاعد ساختن گروه‌هاي تحول‌طلب [اسم مستعار ساختار‌شکنان] و اقتدار‌گرا [برچسبي که ضدانقلاب به اصولگرايان مي‌چسبانند] در نزديک شدن به هم و توافق جمعي است.
شبکه دولتي انگليس با اشاره به درگيري‌هاي گذشته 3 طيف مورد اشاره تأکيد مي‌کند: براي اصلاح‌طلبان همواره به درگيري و هماوردي بر سر قدرت اصالت داده شده است. زمان و تجربه اما به آنها کمک کرده تا از قطبي‌گرايي در رقابت سياسي فاصله گيرند و بستر سياسي را به تدريج به پهنه مياني جامعه منتقل کنند. قطبي‌گرايي و حاد کردن کشمکش‌ها اگرچه در دادن هويت به نيروهاي «خودي» و ايجاد صف «ما» در برابر «آنها» بسيار مؤثر است، به همين ميزان هم حس مبارزه‌جويي را در ميان «غيرخودي»ها دامن مي‌زند و مقاومت آنها را در برابر تحول‌‌طلبان مي‌انگيزاند.
بي‌بي‌سي درپايان اين تحليل خاطرنشان مي‌کند: اگر اصلاح‌طلبان به چنين برداشتي رسيده باشند، انتخابات را به رويدادي تعيين کننده که در آن بود و نبود و همه يا هيچ مطرح باشد تبديل نخواهند کرد بلکه آن را مرحله‌اي خواهند ديد که در آن چند هدف پيگيري شود از جمله؛ پيدا کردن جاي پاي محکم در عرصه سياسي و به دست آوردن فضاي مساعد براي تأثيرگذاري بر روندهاي جاري و به خصوص از بين بردن فضاي امنيتي.
بي‌بي‌سي اين را هم تأکيد کرده که: همه بار اهدافي که اصلاح‌طلبان به دنبال آن هستند به دوش اصلاح‌طلبان نيست و اين اشتباهي است که کنشگران سياسي از ديرباز مرتکب شده و براي خود نقش ويژه و مسئوليت کامل برعهده گرفتن تمام بار را قائل شده‌اند بايد به رويکرد تحول تدريجي برگشت.
دعوت جريان‌هاي نفاق و شبکه‌هايي مانند بي‌بي‌سي به رفع تنش‌ها و رسيدن به توافق جمعي شگرد هميشگي جريان‌هاي معارض ستيزه‌جو عليه دين بوده، به اين معنا که تا هرجا توانسته‌اند ستيزه‌جويي و ايجاد بحران و معارضه کردند اما به هنگام افتادن در تنگنا مدعي مسالمت و کنارگذاشتن کينه‌ها و توافق و تفاهم شده‌اند؛ دقيقا مانند کاري که جبهه نفاق اموي در آغاز و پايان جنگ صفين و در مقابل سپاه امير‌مؤمنان(ع) انجام داد. معاويه و عمروعاص تا هنگامي که توهم پيروزي داشتند دعوت اميرمؤمنان(ع) به درگيرنکردن امت مسلمان به جنگ و خونريزي را اجابت نمي‌کردند و آغازگر جنگ بودند اما پس از آن که رشادت‌هاي ياران مجاهد امام، عرصه را برآنها تنگ کرد دستور زدن قرآن بر سر نيزه و شعار صلح و حکميت را دادند و از راه نيرنگ، شکست مطلق خود را تبديل به پيروزي کردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 16:53  توسط همدانی  | 

 

به گزارش فرهنگ نیوز، در این پرونده ی خبری قصد داریم، به چگونگی تشکیل شبکه BBC و اهداف پشت پرده آن بپردازیم. همچنین اشاره جزئی به سوابق و عوامل این شبکه خواهیم داشت. BBC فارسی زیر مجموعه ای از خبرگزاری بین المللی بی بی سی است که به طور کامل در سیطره افکار ضداسلامی و اختلاف افکنانه وزارت امور خارجه انگلیس قرار دارد. این رسانه_ ی فارسی از طریق رادیو، اینترنت و تلویزیون فعالیت خبری خود را در راستای سیاست های وزارت امور خارجه انگلیس تعیین می کند. که هم اکنون صادق صبا ریاست آن را برعهده دارد.

این شبکه حکومتی انگلیس که به زبان فارسی پخش می شود با بودجه ۲۳٫۴ میلیون دلاری وزارت امور خارجه بریتانیا اداره می‌شود. البته بخش فارسی BBC مدعی است با این وجود، رویکرد مستقلی نسبت به سیاستهای حکومتی راجع به رویدادها دارد، این در حالی است که برابر اسناد مشخص و روشن این شبکه در راستای حفظ منافع انگلستان به فعالیت و تبلیغ می‌پردازد.BBC فارسی در دیرباز و از آغاز شکل گیری دارای سیاست فعالیت ضدخبری در سایه انتشار گزارشات و اخبار کذب بوده و امروز نیز مقامات حکومتی و دولتی انگلیس بر ادامه ی این روند تاکید دارند.

تاسیس بخش رادیوی فارسی بی بی سی

اما بخش رادیوی فارسی BBC، در تاریخ ۸ دی ۱۳۱۹ (۲۹ دسامبر ۱۹۴۰) در اوایل جنگ جهانی دوم و برای رقابت با رادیو برلین راه اندازی شد و آماج برنامه‌های خود را به سود پادشاهی بریتانیا و ضد حکومت نازی آلمان گذارد. اولین گوینده این رادیو حسن موقر بالیوزیی بود (بالیوزی نخستین کسی بود که در ابتدای تاسیس بی بی سی فارسی از آن رادیو برای مخاطبان سخن گفت. وی از اعضای خاندان افنان و از اقوام نزدیک میرزا علی محمد باب و فرزند محمد علی (محمود) موقرالدوله بالیوزی حاکم پیشین بوشهر و وزیر فواید عامه و تجارت در کابینه کودتای سید ضیاءالدین طباطبایی در اواخر ۱۲۹۹ و اوایل ۱۳۰۰ شمسی بود. بالیوزی در شرایطی به استخدام بی بی سی درآمد که چند ماهی قبل از آن به عضویت مجمع ملی بهاییان موسوم به رضوان درآمده بود. هم بالیوزی و هم مینوی به نوعی افراد دارای دیدگاه ها و اغراض خاص دینی یا سیاسی بودند که بر خلاف ادعای بی بی سی در بی طرفی رسانه ای، نوشته ها و محصولات رادیویی آنان را دچار شبه پیش داوری می کرد. بالیوزی پس از ادامه تحصیل در بریتانیا ازدواج کرده و ماندگار شده بود. (تفرشی در مصاحبه با تابناک)

تاسیس بخش فارسی بی بی سی

تاسیس بخش فارسی بی بی سی تقریبا از ابتدای جنگ مورد نظر مقامات لندن بود. ظاهرا نخستین بار پیشنهاد و ضرورت این امر از سوی بولارد در گزارشی به تاریخ ۲۹ دسامبر ۱۹۳۹ (سه ماه پس از آغاز جنگ) به لندن ارسال شد. این پیشنهاد چهل روز بعد در نهم فوریه ۱۹۴۰ از سوی لندن تایید و به بولارد ابلاغ شد که وزارت خارجه و خزانه داری بودجه لازم برای تاسیس بخش فارسی را مهیا کرده اند.

پیش از تاسیس رادیوی فارسی بی بی سی، از سوی سفارت بریتانیا در تهران و به ویژه دوشیزه "آن کاترین لمبتون (۲۰۰۸-۱۹۱۲)"وابسته مطبوعاتی آن، مکررا در گزارش های خود به لندن از تداوم و افزایش نفوذ تبلیغاتی آلمان نازی در میان مقامات و مردم ایران و ضرورت ایجاد نوعی ابتکار عمل در ماشین تبلیغات جنگی لندن از قبیل ترجمه اخبار و تفسیرهای جنگی سخن گفته می گفت .در آخرین روزهای دسامبر سال ۱۹۴۰ (دوم دی ماه ۱۳۱۹)، پانزده ماه پس از آغاز جنگ جهانی دوم و در هنگامه برنامه ریزی متفقین برای حمله نظامی به ایران (هشت ماه قبل از سوم شهریور ۱۳۲۰ و اشغال ایران)، بخش فارسی رادیو بی بی سی آغاز به کار کرد. این در حالی بود که "ویکتور گلدنینگ" نخستین رییس بخش فارسی با توصیه و نظارت مستقیم "راجر استیونسن" رییس وقت بخش شرقی وزارت خارجه بریتانیا و سفیر بعدی آن کشور در تهران به سمت خود برگزیده شد.

بخش مرکزی BBC در سال ۲۰۰۷ میلادی اعلام کرد که در پی تاسیس یک تلویزیون به زبان فارسی است و در این راستا تلویزیون فارسی BBC پخش برنامه‌های خود را از روز ۲۵ دی ۱۳۸۷ (۱۴ ژانویه ۲۰۰۹ میلادی)، آغاز نمود. دارایی وقت انگلیس ، طی سخنانی در مؤسسه پژوهشی "چتم هاوس" لندن از تخصیص بودجه سالیانه پانزده میلیون پوند برای راه اندازی و اداره شبکه تلویزیونی فارسی زبان BBC سخن گفت. وزیر سابق دارایی بریتانیا در این سخنرانی گفت که این بودجه پس از آن تخصیص داده شد که طرح راه اندازی این شبکه تلویزیونی را مدیران ارشد بی بی سی ریخته و به تأیید هیئت امنا و وزارت خارجه بریتانیا رساندند.

راه اندازی سایت بی بی سی فارسی

وب‌گاه فارسی BBC در سال ۱۳۷۹ راه‌اندازی شد و دقیقا سیاستهای دولتی انگلیس در خصوص رادیو و تلویزیون BBC فارسی نیز در این بخش مشهود است. چرا که این شبکه در اولین سال های گسترش اینترنت در ایران ، آغاز به کار کرد.

در بررسی قسمت های سوابق فعالیت BBC فارسی، برخی معتقدند که بی‌بی‌سی در کودتای ۲۸ مرداد شرکت کرده و در یکی از برنامه‌های رادیو بی‌بی‌سی پیام رمزی برای شاه ایران ارسال شده که حاکی از حمایت بریتانیا از کودتا علیه دولت دکتر مصدق بوده‌است. در همین راستا سوابقی وجود دارد که نشان می دهد شخصی به هویت شاپور ریپورتر از رهبران کودتای ۲۸ مرداد نیز قبلا در بی‌بی‌سی کار می‌کرد. این طرح به (کودتای ۲۸ مرداد تا کودتای سبز) شهرت دارد.

اما صادق صبا که به ارائه نظرات کاملا بی محتوا شهرت دارد در برنامه‌ای که برای هفتادمین سالگرد افتتاح بی‌بی‌سی فارسی در تلویزیون بی‌بی‌سی پخش شد، موضوع فعالیت BBC فارسی در جهت تحقق کودتا علیه رژیم پهلوی را کذب دانسته و شاید این به دلیل حجم گسترده حضور وابستگان رژیم پهلوی در این رسانه ی انگلیسی است.

معرفی مجریان و سوابق آن ها

موضوع مهم "دروغ پردازی های BBC فارسی" ما را وادار می کند شناختی هرچند فهرست وار از اشخاصی داشته باشیم که سرمداران اجرای سیاستهای دروغ محور روباه پیر در BBC فارسی هستند.

  • صادق صبا متولد رشت، رییس کنونی بخش فارسی بی‌بی‌سی است. او مدیر رادیو، تلویزیون و وب‌گاه بی‌بی‌سی فارسی است. کارشناسی حقوق خود را از دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد و دکترای خود را از کالج های حکومتی انگلستان اخذ نموده است. از سیاست گذاران بی بی سی که دیدارهای متعددی با آیت اله ‌منتظری داشته است.

  • عنایت‌الله فانی، مجری و سردبیر بخش فارسی بی‌بی‌سی و مقیم لندن است. وی از اهالی شهر اوز از توابع لارستان در استان فارس می‌باشد. حدود بیست سال پیش، از مستندسازی برای تلویزیون کانال چهار بریتانیا به بخش فارسی بی‌بی‌سی آمد. سال‌ها سردبیر برنامه‌های خبری و برنامه‌های غیرخبری بود. مدت کوتاهی در تلویزیون بخش انگلیسی بی‌بی‌سی (BBC World) کار کرد و پیش از انتقال به تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی سردبیر رادیو و وبسایت بخش فارسی بی‌بی‌سی بود. او سردبیر برنامه‌های «سیاسی جاری» تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی است که درعین حال گاهی برنامه‌های این بخش را اجرا نیز می‌کند که شامل برنامه‌های «صفحهٔ دوی آخر هفته»، «به عبارت دیگر» و «پرسش و پاسخ» است. به نوعی برخی کارشناسان معتقدند که "فانی" نقش اساسی در طراحی دروغ های رایج و معمول در BBC فارسی دارد.

  • مهدی پرپنچی، (مجری و گوینده سابق رادیو بی بی سی فارسی)

  • نادر سلطان‌پور، در سال ۲۰۰۵ به عنوان نویسنده و تهیه کننده "گزارش جهان"، یکی از پر شنونده ترین برنامه های خبری صبحگاهی در کانادا، به رادیو تلویزیون ملی کانادا پیوست. نادر مجری اخبار بی بی سی فارسی حرفه خبرنگاری را با شروع بکار در یک برنامه هفته ای به نام صدای فارسی و مجریگری برای جامعه فارسی زبان در اونتاریو در کانادا آغاز کرد.

  • فرناز قاضی‌زاده مجری اخبار در برخی از روزنامه های ایران از جمله یاس نو، نشاط و زن کار کرده است. او حرفه تلویزیونی خود را در سال ۲۰۰۰ به عنوان مجری یک برنامه علمی تلویزیونی در ایران آغاز کرد و از سال ۲۰۰۵ هم مجری برنامه های رادیویی بی بی سی بوده است. وی همسر سینا مطلبی، روزنامه نگار بازداشتی است که ارتباط مشکوک با اطرافیان و گروهک های جاسوسی دارد، وی با اشخاصی همچون مسعود بهنود ، هوشنگ اسدی، حسین باستانی ارتباط پیدا می کند.

  • کسری ناجی، (خبرنگار شبکه‌های متعدد وابسته به جریان های غربی و محافل دروغ پراکنی انگلیس)

  • فرداد فرحزاد، خبرنگار و مجری شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی و متولد بندر انزلی است. از سال ۲۰۰۶ میلادی همکاریش را با بخش فارسی بی بی سی شروع کرد. گزارش‌های ویدئویی او از امارات و دیگر و کشورهای حاشیه خلیج فارس، اولین گزارش‌های تصویری در بی‌بی‌سی فارسی بود. پیش از بی بی سی با چند تلویزیون و رسانه دیگر در دوبی و آمریکا همکاری داشت.

  • جمالالدین موسوی، متولد ولایت بامیان افغانستان است. او از سال ۲۰۰۱ کارش را در شبکه بیبیسی در منطقه آسیای میانه و در کشورهای ایران و افغانستان آغاز کرد و قبل از آنکه در بیبیسی فارسی فعالیت کند، حرفه خود در بی بی سی از سال ۲۰۰۱ با کار برای مجله آسیای میانه بی بی سی در ایران و افغانستان شروع کرد. پیش از پیوستن به بی بی سی، سردبیر هفته نامه ای برای پناهندگان افغان ساکن مشهد بود بهعنوان سردبیر در یک هفتهنامه کار خبری انجام میداد.

  • شهریار رادپور، از کارمندان سابق بخش فارسی بی بی سی است که امروزه با عنوان کارشناس در BBC فارسی ظاهر می شود.

  • پونه قدوسی، مجری و ناظر وی نیز به ارتباط های جذاب با اشخاصی چون (سیاوش اردلان و ستار سعیدی و صادق صبا شهرت دارد). وی از پرحاشیه ترین مجریان بی بی سی فارسی است که چند وقت پیش همکاری خود را با این شبکه قطع کرد، اما مجددا بر اثر فشارهای وارده مجبور به بازگشت شد. وی در گفتگویی با همکاران خود چنین بیان کرده بود که «هر روز از خودم می پرسم چرا برای بی بی سی کار می کنم؟»

  • داریوش کریمی سردبیر اخبار، مجری و تهیه کننده برنامه "پرگار" شبکه BBC فارسی.

  • سیما علی نژاد حرفه روزنامه نگاری خود را در سال ۱۹۹۰ با نوشتن گزارش برای چند مجله معتبر ایرانی آغاز کرد. در سال ۱۹۹۳ به عنوان خبرنگار و مجری به بخش فارسی رادیو بی بی سی پیوست. او در این رادیو در مقام سردبیر خبر و برنامه های مستند و آنلاین کار کرده است.

  • ناجیه غلامی حرفه رادیویی و تلویزیونی خود را در سال ۲۰۰۱ به عنوان گزارشگر بی بی سی فارسی در شهر مشهد آغاز کرداو نخستین خبرنگار فارسی زبانی بود که از سوی دولت ایران برای کار برای بی بی سی مجوز گرفت.

  • لارا پطروسیان که ظاهرا کار مهمی انجام نمی دهد و در بین برخی برنامه ها مانند کلیک صحبت می کند. او یکی از مسوولان اصلی این شبکه است و سالها به آموزش و تربیت نیروی رسانه ای در سرویس های امنیتی اشتغال داشته است. لارا پطروسیان در کنار عنایت فانی ظاهرا کارهای بسیار معمولی در این شبکه انجام می دهند اما به واقع از مهره های کلیدی هستند.

  • مسعود بهنود که از افراد اصلی طراحی شبکه بی بی سی فارسی بوده است. او نقش مهمی در شناسایی، جذب و مصاحبه نیروهای این شبکه داشته است. با این حال اکنون فقط مسئول خواندن روزنامه های ایران است.

  • بهزاد بلور که اصلا یک نیروی حرفه ای رسانه ای نیست و بیشتر نقش یک مطرب و شکارچی جوانان را بازی می کند. وظیفه اصلی او شناسایی گروههای زیر زمینی موسیقی و بلند مرتبه کردن آنان و نیز ارزش گذاری بر ابتذال و خوانندگان فراری پیش از انقلاب است.

  • مینا رزقی فیلمبردار شبکه بی بی سی فارسی

  • سیاوش اردلان از مکار ترین مجریان بی بی سی و از دست‌اندر‌کاران رادیو فردا

  • علی همدانی مجری، یکی از پر حاشیه ترین مجریانی است که در تمامی ارتباط های افشا شده، رد پایی از او یافت می شود و قائله داستان به او ختم می شود.

  • فرن تقی زاده، مجری برنامه وبگردی و جز تهیه کنندگان بی بی سی فارسی، وی نیز حاشیه هایی با سایر مجریان دارد که مدتی نیز در منزل علی همدانی زندگی می کرد.

  • نفیسه کوهنورد، متولد دی ماه ۱۳۵۶ شهرستان ارومیه محله قهرمان، کوچه قهرمان است. نفیسه کار خود را از ترکیه شروع کرد و درحال حاضر مجری برنامه نوبت شما بی بی سی فارسی.

  • بیتا حجازی، مجری برنامه وبگردی BBC است که این روز ها برای جذب بیشتر مخاطب روی آنتن پخش بی بی سی فارسی می رود. در ویدئویی منتشر شده وی به صراحت اعلام می کند بی بی سی ما را مجبور به پنهان سازی حقیقت می کند و این شگرد بی بی سی است.

همانطور که از سوابق دست اندرکاران این شبکه پیداست، حاشیه های پر تنشی را برای این شبکه فارسی زبان رقم زده اند و اشخاص متعدد دیگری که اغلب ، دارای سوابق نه چندان درخشان در حوزه ی تخصصی رسانه اند و به دلایل نامشخص جذب این رسانه ی حکومتی انگلیس شده اند، مورد سوء استفاده و مغلوب سیاست های غرب می باشند.


برچسب‌ها: بی بی سی و بودجه 4, 23 میلیون دلاری امور خارجه انگل یس
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت 11:11  توسط همدانی  | 

رسوايي اخلاقي يكي از معروفترين مجريان تاريخ کثیف بي بي سي و تلاش اين شبكه براي سرپوش گذاشتن بر اين موضوع، مدير بي بي سي را مجبور كرده براي پاسخگويي به سؤالات نمايندگان، به پارلمان انگليس برود.
به گزارش خبرگزاریها «جورج انتويستل» مدير شبكه بي بي سي بايد به زودي براي پاسخگويي به سوالات نمايندگان انگليسي در پارلمان اين كشور حضور يابد. او بايد در مورد نحوه برخورد اين شبكه با ادعاهاي مطرح شده در مورد فساد و رسوايي اخلاقي «جيمي سويل» و سانسور مدارك موجود در اين رابطه، توضيح دهد.
وي بايد در برابر كميته ممتاز رسانه و فرهنگ پارلمان حاضر شود و توضيح دهد كه چرا مديران برنامه «نيوزنايت»، اجازه پخش قسمتي از اين برنامه را كه مربوط به ادعاها و مستندات فساد اخلاقي سويل بوده، نداده اند.
افشا شدن اين اتفاق همچنين منجر به آن شد تا سردبير نيوزنايت، الزاما از سمت خود كناره گيري كند. «پيتر ريپون» اذعان كرده است كه چندي پس از مرگ «جيمي سويل»، مستندي مربوط به ادعاهاي مطرح شده در مورد وي را كنار گذاشته و از پخش آن جلوگيري كرده است.
«جيمي سويل» يكي از برجسته ترين مجريان بي بي سي در دهه 70 و 80 ميلادي بوده و اخيرا مشخص شده است كه وي در زمان فعاليت خود به ده ها كودك و نوجوان تجاوز جنسي كرده است. سويل در سال 1990 نشان شواليه را از ملكه اليزابت دريافت كرده بود.
انتشار اين خبر به رسوايي بزرگي براي شبكه بي بي سي بدل شده و برخي نظير «جان سيمسون» كه از مجريان قديمي بي بي سي است، اين رسوايي را بدترين بحران 5 دهه اخير اين شبكه دانسته اند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1391ساعت 18:48  توسط همدانی  | 

شبكه سلطنتي بي بي سي فارسي اخيراً در برنامه ابلهانه و عوامانه یعنی «نوبت شما»ي خود حس ميهن دوستي ايرانيان را هدف قرار داد و با اين سوال كه «به نظر شما آيا در عصر جهاني شدن، مي شود هم جهان وطني بود هم ميهن پرست؟» سعي كرد وطن دوستي ايرانيان را تخطئه كرده و زير سوال ببرد. به همين سبب اين شبكه پاسخ هايي را كه مدنظرش بود برجسته كرده و حس ميهن دوستي ايرانيان را در جهان امروز، نوعي عقب ماندگي، عوام زندگي و نژادپرستي قلمداد كرد! مجري بي بي سي در بخشي از اين برنامه گفت: «ديدن چنين احساساتي در دنياي امروز كه با گسترش ارتباطات به يك دهكده جهاني تشبيه مي شود، تأمل برانگيز است.» و در وب سايت خود تصريح كرد: «در دنياي امروز لزوماً يك فرد متعلق به كشوري كه در آن به دنيا آمده است، نيست، در صورت مهاجرت مي توان به كشور جديد ميزبان هم احساس تعلق كرد و يا كلاً مي توان خود را شهروند جهاني محسوب كرد.»(!)
اين برنامه شيطنت آميز بي بي سي فارسي در زير سوال بردن حس وطن دوستي ايرانيان را مي توان در راستاي سياست هاي كلان و راهبردي گردانندگان اين دستگاه استعماري دانست كه در ادامه فتنه گري ها و براي ايجاد گسست در اتحاد و وحدت ملي ايرانيان انجام مي گيرد، چراكه دولتمردان انگليسي يكي از دلايل اصلي اجرا نشدن نقشه ها و طرح هاي ضدايراني خود در جمهوري اسلامي را روحيه ميهن دوستي و انسجام و اتحاد ايرانيان دانسته و بر اين باورند كه تا اين حس ميهن دوستي در ايرانيان قوي باشد، نمي توان در جامعه ايراني نفوذ كرد.
سال گذشته، يكي از نشريات آمريكايي از نظرسنجي تلفني اين نشريه از مردم شمال تهران درباره بحث هسته اي ايران خبر داد و با تعجب از نتايج آن، از اينكه حتي مردم مرفه شمال تهران نيز انرژي هسته اي و حتي داشتن بمب اتمي(!) را خواسته بحق ايرانيان مي دانند، خشمگين شده بود. واقعيت اين است كه دولتمردان غربي، به ويژه انگليسي ها كه يد طولايي در اختلاف افكني و تفرقه اندازي دارند به خوبي فهميده اند كه اگرچه بسياري از ايرانيان به دليل اعتقادات ديني مدافع نظام و انقلاب و كشورشان مي باشند، اما عده اي نيز هستند كه به دليل حس ميهن دوستي و وطن دوستي شان حاضر به خيانت به كشورشان نبوده و طرح ها و برنامه هاي دشمنان ايران را نمي پسندند و با آن مخالفت مي كنند. از اين رو، به اين نتيجه رسيده اند كه بايستي اين حس پاك و زلال را كه اتفاقاً جزو اعتقادات ديني ايرانيان نيز است و اسلام نيز آن را جزو ايمان مي داند، نابود سازند، يعني سعي دارند تا با برنامه هاي ساختگي و القاي برخي حرف ها از قول برخي بينندگان نامعلوم خود(!) وطن دوستي را در شرايط امروز جهاني، كاري عوام زده و نژادپرستي جا بزنند و به زعم خود، با اين كار، بهتر بتوانند طرح ها و برنامه هاي ضدايراني خود را در كشور اجرا نمايند.
واقعيت اين است كه دشمنان نظام از اتحاد و انسجام و حس ميهن پرستي ايرانيان عليرغم برخي اختلافات به ظاهر، مذهبي، قومي و نژادي به شدت خشمگين هستند و آن را مهم ترين مانع براي رسيدن به مقاصد شوم شان در ايران مي دانند. در آخر بايستي از گردانندگان رسانه سلطنتي ملكه پرسيد اگر وطن دوستي، حسي عقب مانده است و در دهكده جهاني امروز، بايد ديد «وطن جهاني» داشت، نه ميهن پرستي(!) پس چرا خود دولتمردان اين كشور به زور سرنيزه و فشار و سركوب، مردم اسكاتلند، ولز و ايرلند شمالي را به كشورشان چسبانده اند و حاضر به جدايي و استقلال آنان از پادشاهي بريتانيا نمي شوند؟! وتقاضاي جدايي طلبي آنان را خلاف حس ميهن دوستي و اين كشور مي دانند. اگر در ادعاهاي شان راست مي گويند، بگذارند مردم اين بخش ها نيز مستقل و جداي از انگليسي ها و به صورت وطن جهاني زندگي كنند!

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت 0:1  توسط همدانی  | 

شبكه دولتي انگليس، نتيجه اجلاس سران گروه 20 در «كن» را «بازگشت به نقطه صفر بلكه زير صفر» توصيف كرد.
سران گروه 20 كه اغلب از كشورهاي سرمايه داري غرب يا اقمار آنها هستند، هفته گذشته در كن فرانسه جمع شدند تا ضمن چاره جويي براي بحران اقتصادي فزاينده، تدبيري هم براي جنبش هاي تسخيري و اعتراضي كه از تسخير وال استريت نيويورك آغاز شد، بيانديشند. اما گزارشگر بي بي سي مي گويد اين اجلاس كاملاً مأيوس كننده بود.
خبرنگار اعزامي BBC با اشاره به محدوديت هاي سنگيني كه در شهر كن به خاطر حضور سران اعضاي گروه 20 ايجاد شده بود، مي نويسد: «حضور پليس چشمگير بود، هر صد متر چند نفر، و خيلي مراقب بودند كسي از تظاهركننده هاي ضد استعماري، كاري نكند. تظاهركننده ها مجبور شده بودند در شهر نيس كه نيم ساعت با كن فاصله دارد بساط خود را پهن كنند. اكثر مغازه ها در منطقه دو به خود حتي زحمت نداده بودند در اين سه روز سركار بيايند، چون كسي از مردم عادي زياد ديده نمي شد. در برخي مناطق به اندازه مردم در آن پليس ديده مي شد».
گزارشگر بي بي سي مي افزايد: در حالي كه زندگي عادي به شهر برمي گردد سؤال خيلي از ساكنان كن اين است كه خوب حالا نتيجه اين همه دنگ وفنگ چه بود؟ اين سؤالي است كه كلود رستوران دار از من پرسيد. او مي گويد خوب! حالا آخرش چي؟ براي اقتصاد چي كار كردند. بعد از اين همه هياهو؟ ساركوزي فقط مي خواست به خرج من و امسال من، پيش اوباما پز بدهد. اما براي اقتصاد من و شهرمان كه خيلي بد شد. كي هزينه سه روز كار نكردن من را مي دهد؟ من پاسخي براي او نداشتم. وقتي از نتايج اجلاس به كلود گفتم دستهايش را با عصبانيت بالا پايين مي برد و مي گفت «اه، اوه، واقعاً كه!».
اين گزارشگر مي افزايد: واقعيت اين است كه با كاري كه يونان كرد تنها اميدهايي كه براي توافق سر كمك به اروپا بود از بين رفت. درست دو روز قبل از اجلاس جرج پاپاندرو، نخست وزير يونان اعلام كرد طرح پيشنهادي اروپا براي نجات حوزه پولي يورو را به همه پرسي خواهد گذاشت. طبق اين طرح، نصف بدهي هاي يونان بخشيده مي شود ولي در عوض يونان بايد رياضت اقتصادي را تشديد كند. اين يعني حقوق كمتر براي كارمندان دولتي و مالياتهاي بيشتر براي مردم. آقاي پاپاندرو ديگر حوصله و جرأت اين را نداشت به يوناني ها بگويد بازهم فقيرتر خواهند شد و زندگي شان سخت تر. پس گفت اين طرح را فقط در صورتي كه مردم يونان در همه پرسي به آن رأي دهند اجرا خواهد كرد. اين تصميم پاپاندرو، رهبران حوزه يورو و بازارهاي بورس را دچار شوك كرد. سران آلمان و فرانسه از خود پرسيدند چرا بايد بانكهاي كشورشان طلب خود از يونان را ببخشند در حالي كه اين كشور حاضر نيست كمربندهاي خود را محكمتر ببندد؟ براي همين هم آنگلا مركل و نيكولا ساركوزي، آقاي پاپاندرو را به كن احضار كردند و شب قبل از اجلاس چهار ساعت جلسه گذاشتند و بعد در نيمه دوم جلسه به پاپاندرو گفتند تصميم بگيرد مي خواهد در حوزه يورو بماند يا برود. فرداي آن روز، اول كابينه يونان و بعد خود نخست وزير تصميم به برگزاري همه پرسي را پس گرفتند. ولي ديگر دير شده بود. چشم چين، برزيل، صندوق بين المللي پول و بقيه آنقدر از اين تصميم هاي خلق الساعه ترسيده بود كه حتي يك دلار هم براي كمك به اروپا تعهد نكردند.
بي بي سي نتيجه مي گيرد: بدين ترتيب همه، روز فرداي اتمام اجلاس برگشته بودند سرجاي اولشان، همان نقطه صفر، بلكه زير صفر. يونان بيشتر آبروي سياسي اش را در قمار طرح همه پرسي باخت. قدرتهاي قديم و جديد اقتصادي (آمريكا و چين) مي گويند حالا نمي توانند به ديوانسالاري عريض و طويل اروپا براي حل بحران اعتماد كنند. حوزه يورو هم كه دست خالي از كن برگشت، بدون يك سنت كمك مالي. كلود و رستورانش هم برگشتند سرجاي اولشان، با سه روز ضرر از مشتري كمتر به لطف گروه بيست. كلود مي گفت اي كاش تمام سال جشنواره سينمايي باشد ولي گروه 20 هيچ وقت به كن برنگردد. بعد، طوري كه ناگهان چيزي يادش آمده باشد پرسيد «ببينم قرار نيست كه سال ديگه هم اينجا باشه، هان؟» گفتم «نه، سال آينده مكزيك ميزبانه.» كلود با لبخندي گفت «بهتر، هر چه دورتر بهتر!»

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 11:14  توسط همدانی  | 

با توجه به دشمنی آشکار بی بی سی با ملت ایران و سایر ملل آزاده و مسلمان - سایت روباه پیر به نشانی http://roobahepir.com راه اندازی ودر نظر دارد، دیدگاه مخاطبان خود را دربارهء شبکه دولتی انگلیس (بی بی سی) انعکاس دهد. لطفا در نظر سنجی زیر دربارهء حروف اول بی. بی. سی. شرکت کنید و نظرات خود را بنویسید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 8:40  توسط همدانی  | 

دستگيري همكاران بي بي سي فارسي در تهران به مثابه شوكي بزرگ براي ماشين جنگ نرم دشمن عليه ايران عمل كرده است. اعلام غيرمنتظره خبر شناسايي و دستگيري اين افراد در حالي كه دولت انگليس تصور مي كرد توانسته در پوشش بي بي سي، يكي از امن ترين شبكه هاي جمع آوري اطلاعات را در داخل ايران ايجاد كند، نشان داد كه در واقع هيچ نوعي از امنيت و پوشش غير قابل كشف براي شبكه هاي مرتبط با بيگانه در داخل ايران وجود ندارد و دوران پنهان كاري طويل المدت به سر آمده است. اگر موضوع را در بستر تاريخ نه چندان بلند حضور بي بي سي فارسي در فضاي رسانه اي فارسي زبان ببينيم، راحت تر مي توان فهميد كه چرا كشف اين شبكه يك حادثه به شدت تكان دهنده بوده، به گونه اي كه اگرچه بي بي سي ظرف دو هفته گذشته همه تلاش خود را كرده است تا با حداقل سر و صدا از كنار موضوع بگذرد، اما هر روز بيش از گذشته خود را درگير با مسئله مي يابد و اكنون دريافته است كه لاجرم بايد به شكنندگي وضعيت خود اعتراف كند.
بي بي سي فارسي روز نخست با دو هدف آشكار و پنهان راه اندازي شد. هدف آشكار دولت انگليس از اين اقدام آن بود كه با عرضه يك «كلاس» متفاوت از كار رسانه اي، در حالي كه طبقه متوسط جامعه ايراني سخت به دنبال دانستن است و اين وضعيت روز به روز تشديد مي شود، بر گرده اين نياز سوار شود و به تدريج با ايجاد نوعي مرجعيت فكري، تحليلي و اطلاعاتي براي بي بي سي، منبعي قدرتمند براي جهت دهي به فكر و رفتار مردم ايران بوجود بياورد كه خارج از هرگونه نظارت و كنترل -يا دقيق تر بگوييم كاملا تحت نظارت و كنترل اتاق هاي عمليات رواني سرويس هاي غربي- باشد. بنابراين، در يك جمله بي بي سي قرار بود در شرايطي كه جريان اصلاح طلب در داخل ايران رو به زوال است، به نوعي با به خدمت گرفتن چهره هاي رسانه اي اين جريان و نشاندن آنها در كنار ضد انقلاب تابلودار، جبهه سياسي جديدي ايجاد كند كه كاركردهاي جبهه قبلي را داشته باشد بي آنكه محدوديت هاي كار سياسي در داخل كشور آن را مقيد كند.
اما هدف پنهان تشكيل بي بي سي به همين ميزان و بلكه بيشتر اهميت داشت. بيش از يك دهه است كه سرويس هاي اطلاعاتي غربي سعي مي كنند از شيوه هاي سنتي كار اطلاعاتي و امنيتي كه مستلزم پنهان كاري و روي آوردن به عمليات ويژه مخفيانه است، فاصله بگيرند و عمليات اطلاعاتي را در پوشش هايي كاملا مدني ادغام كنند. فرمول اين كار همواره اين بوده است كه بايد شرايطي بوجود آورد كه عمليات اطلاعاتي يك پوشش واقعي داشته باشد نه پوششي ساختگي و جعلي كه بتوان با كنار زدن آن حقيقت موضوع را آشكار كرد. به عنوان نمونه، وقتي داستان پيچيده ايجاد سازمان هاي غير دولتي (NGO) را در ايران مرور مي كنيم همه قصه چيزي بيش از اين نيست كه پروژه هاي اطلاعاتي در پروژه هاي مدني به گونه اي ادغام شود كه ديگر نتوان آنها را از هم تفكيك كرد. برادران علايي در پوشش مبارزه با ايدز مشغول شبكه سازي از پزشكان و جمع آوري اطلاعات حساس از نهادهاي دولتي بودند. هاله اسفندياري تلاش مي كرد در قالب سفارش پروژه هاي تحقيقاتي و برگزاري كنفرانس هاي علمي شناخت آمريكايي ها از مكانيسم هاي سياست داخلي ايران را دقيق كند. كيان تاج بخش در پوشش سفارش پروژه هاي تحقيقات اجتماعي در صدد به دست آوردن نبض جامعه ايراني بود تا به سياست گذاري هاي نرم دولت آمريكا كمك كند. موسسه نظرسنجي آينده در ظاهر يك موسسه خصوصي بود كه خدمات افكار سنجي ارائه مي داد اما در واقع با چند لايه پوشش و پس ازگذر از چند واسطه، كاري كه مي كرد اين بود كه به سوال هاي موجود در ذهن تحليلگران اطلاعاتي غربي درباره گره ها و نقاط كور الگوي فكر و رفتار جامعه ايراني پاسخ بدهد.
در تمام اين موارد - و بسياري موارد ديگر از اين دست كه اينجا جاي بحث از آنها نيست- با يك الگوي واحد مواجهيم و آن هم اين است كه شيوه سنتي عمليات اطلاعاتي تغيير كرده و مرداني با پالتوهاي مشكي و كلاه هاي لبه دار، كه در بيغوله ها قرار مي گذارند -به عنوان نمادهاي سنتي عمليات اطلاعاتي- جاي خود را به نوعي كنشگران فعال داده اند كه سرويس دهي اطلاعاتي و عملياتي به كارفرمايان خود را با ابعادي از زندگي روزمره به نحو تفكيك ناپذيري در هم آميخته اند.
بي بي سي بنا بود در پوشش كار رسانه اي سه كاركرد پنهان مهم را عملي كند. نخست، جمع آوري و تحليل اطلاعات، دوم، شبكه سازي از نخبگان و سوم، پر كردن خلأهاي ايجاد شده در شبكه هاي سنتي ضدامنيتي. كاركرد اول اكنون نوعي وظيفه استاندارد براي همه رسانه هايي است كه داراي ارتباطات تعريف شده با دولت ها از جمله نهادهاي اطلاعاتي هستند و بي بي سي به عنوان رسانه اي كه رسما وابسته به دولت بريتانياست و حتي در مواردي با مجوز يك شوراي عالي رتبه، حق دروغ گفتن هم دارد، جزو اصلي ترين نهادهايي است كه در انگلستان خدمات جمع آوري و تحليل به سرويس هايي مانند MI6 ارائه مي كند. كاركرد دوم بويژه از اين رو اهميت دارد كه دولت هاي آمريكا و انگليس همچنان از يافتن يك سازوكار مطمئن براي گردهم آوردن گروه هاي مختلف اپوزيسيون و خط دهي مشترك به آنها عاجز مانده اند. بي بي سي اكنون چند سال است كه تلاش مي كند به بهانه كار رسانه اي سران گروه هاي مختلف ضد انقلاب را كنار هم بنشاند و الگوهاي فكري و عملي مشترك ميان آنها ايجاد كند. به عنوان نمونه در جريان درگيري اخير سپاه با پژاك، بي بي سي تلاش فراوان و نماياني كرد تا با استفاده از امكانات رسانه اي خود گروه هاي متعدد كردي را كه اغلب روابط خوبي هم با هم ندارند عليه سپاه متحد كند و جلوي ريشه كن شدن پژاك را كه اسراييلي ها سرمايه گذاري سنگيني روي آن كرده بودند بگيرد كه در اين تلاش ناكام ماند.
كاركرد سوم اما عملياتي تر است. در اين بخش، بي بي سي تلاش مي كند در مواقع اضطراري خدمات ويژه امنيتي به گروه هايي ارائه كند كه درمسير درگيري با نظام دچار تنگنا شده اند. مثال دم دست اين موضوع مجموعه اقداماتي است كه بي بي سي در ايام فتنه 88 در دستور كار خود قرار داد؛ اقداماتي كه هيچ توجيه رسانه اي نداشت و فقط به عنوان بخشي از عمليات خرابكاري در داخل ايران قابل فهم و تفسير بود. در موارد متعدد بي بي سي سعي كرد نقش شبكه پيامك را براي آشوبگران ايفا كند، تاريخ و مكان تجمعاتي كه هنوز برگزار نشده بود را به صورت رپرتاژ اعلام مي كرد، از كشته شده ها و قربانياني حرف مي زد كه حتي هرگز صحت ادعاهاي مطرح درباره آنها ثابت نشد و در كنار همه اينها هرگز حتي با هدف ظاهرسازي هم كه شده هيچ وقت سعي نكرد اطلاعات و استدلال هايي را كه نشان دهنده درستي مواضع جمهوري اسلامي بود پوشش بدهد.
بي بي سي براي رسيدن به اين اهداف آشكار و پنهان 3 راهبرد را در پيش گرفت:
1- در وهله اول بي بي سي سعي كرد -و هنوز هم به نحو رقت انگيزي سعي مي كند-كه خود را بي طرف نشان بدهد. ژست بي طرفي براي بي بي سي بسيار حياتي بود چرا كه نام اين شبكه با يك سابقه تاريخي به شدت منفي و نفرت انگيز از عملكرد دولت انگليس به مثابه خبيث ترين دشمن ملت ايران گره خورده بود و اين گره خوردگي امكان هرگونه مانور موثر روي ذهن جامعه ايراني را از آن مي گرفت. فتنه 88 نقاب اين بازي مسخره را به طور كامل از چهره بنگاه رسانه اي دولت انگليس كنار زد و به خوبي آشكار كرد كه گردانندگان بي بي سي همكاران همان مسلسل به دست هايي هستند كه به دستور آقاي جان ساورز در خيابان هاي تهران دانشمندان و دانشگاهيان را به رگبار مي بستند.
2- در گام دوم، بي بي سي اصرار داشت كه خود را يك رسانه پاك كه جز مناسبات حرفه اي چيز ديگري در آن جريان ندارد، جلوه بدهد. رسوايي هاي اخلاقي اخير در اين شبكه كه افكار عمومي فارسي زبان حساسيت ويژه اي هم به آن نشان داده اين ظاهرسازي را هم بي اعتبار كرده است. در همين يكي دو ماه گذشته معلوم شده پشت پرده ظاهر اتوكشيده و آرام گردانندگان بي بي سي بحران هاي روحي و اخلاقي حادي در جريان است كه عملا ماهيت اين رسانه را به نوعي بنگاه دلالي جنسي و مالي تبديل كرده است.
3- و نهايتا بي بي سي در تمام مدت سعي كرده خود را معتبر، دقيق و عميق نشان بدهد. صرف هزينه هاي كلان براي برنامه سازي و در اختيار گرفتن شبكه اي بزرگ از امكانات مادي و انساني كه از لندن تا واشنگتن و حتي تا درون كاخ سفيد را در بر مي گرفت -همان شبكه اي كه مصاحبه اختصاصي با باراك اوباما با لابي آن براي بي بي سي مهيا شد و بنا بود در آن مصاحبه كدهاي مهمي به جامعه ايراني القا شود- فقط توانست بخشي از مشكل بي بي سي در اين راه را حل كند اما مشكل بزرگتر كه ارتباط با داخل ايران و توان برنامه سازي درون جامعه ايراني بود همچنان پابرجا ماند. مديران بي بي سي براي حل اين مشكل به شبكه سازي پنهان و اعمال غيرقانوني در داخل ايران روي آوردند با اين تصور كه پوشش كار رسانه اي و مستند سازي مانع لو رفتن آن خواهد شد. اما اكنون و با متلاشي شدن اين شبكه و همچنين با جو سنگين ضد انگليسي كه در جامعه هنري و رسانه اي كشور پديد آمده، دورنماي خطري ويران كننده براي بي بي سي آشكار شده و آن هم اين است كه با قطع دسترسي هايش به داخل ايران در زماني كوتاه به شبكه اي شبيه تلويزيون بغداد در دوران صدام و يا شبكه تلويزيوني كنوني منافقين تبديل شود كه بدون دسترسي به هرگونه داده هاي واقعي از درون ايران صرفا توهمات خود را بازتوليد مي كنند.
مهدي محمدي

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 13:36  توسط همدانی  | 

مطالب قدیمی‌تر
Translate code -->

مترجم وبلاگ و وبسايت به 36 زبان زنده دنيا

مترجم سایت